گروه خبري : تریبون
تاريخ انتشار : 1397/07/01 - 16:36
كد :1371

گفتگوی عصر سینما با بازیگر جوان فیلم سینمای ملبورن

به خاطر چهره ی که دارم نقش های کم سن و سال به من پیشنهاد میشود

روشنک گرامی ، هنرپیشه تئاتر ، سینما و تلویزیون ، فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه سوره و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است

عصرسینما؛عباسعلی اسکتی - روشنک گرامی ، هنرپیشه تئاتر ، سینما و تلویزیون ، فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه سوره و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است، اولین حضور او در دنیای تصویر در سال هشتاد و نه و با سریال پر مخاطب « فاصله ها » شکل گرفت ، سپس با حضور درخشان در فیلم سینمایی قاعده تصادف از عوامل اصلی دیده شدن این فیلم و کسب جایزه سیمرغ جشنواره فجر شد ، از او فیلم های نام آشنای « ملبورن » و «خانه دیگری » و « هلن » را به خاطر داریم ، با روشنک گرامی گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم.

 

*سیمرغ در اولین تجربه سینمایی، این سیمرغ در همان اولین فیلم چه پیادمدهایی داشت؟

 

من كه سيمرغ نگرفتم اما اگر منظورتان جوايز « قاعده تصادف » است كه آن سیمرغ برای من نبوده و سهم كارگردان بوده است، من فقط افتخار مى كنم كه با كارگردان هاى خوب مثل آقاى بهزادى كار كردم كه اين هم ربطى به سيمرغ ندارد و از روز اول مى دانستم دارم فيلم خوبى كار مى كنم، همانطور كه راجع به فيلم هاى ديگرم همين عقيده را دارم.

*از بازیگران خوش چهره تصویر هستید، این ویژگی چقدر در پیشنهاد نقش تاثیر دارد؟

 

خود من اين عقيده را ندارم، آن چيزى كه آينه ها به من مى گویند اين است كه من يک چهره كاملاً معمولى دارم كه با آن مشكلى ندارم، ويژگى اى كه صورت من دارد باعث مى شود نقش هاى خيلى كم سن تر از خودم پيشنهاد شود كه این فکر می کنم ربطى به زيبايى ندارد.

 

*چرا در سینما کم کار هستید؟

 

از بين پيشنهادايى كه دارم انتخاب مى كنم، كم پيشنهاد ندارم ولى زياد كار نمى كنم.

*در همین چند فیلم در کنار بازیگران نام آشنایی بازی کرده اید، این چقدر به یک هنرمند جوان کمک می کند؟

 

من به عنوان بازيگر هر نقشى كه بازى مى كنم در واقع دارم آن آدم را زندگى مى كنم و از شرايطى كه آن كاراكتر در آن قرار گرفته چيزی ياد مى گيرم، از آدمهاى اطرافش ياد مى گيرم، در طول هر پروژه لحظه به لحظه كه جلوى دوربين هستم يا نيستم به نقشم فكر مى كنم ، ذهن من چيزهايى را دارد در خودش جا مى دهد كه همه تبديل مى شود به تجربه بازيگرى و البته تجربه زندگى و البته خود نقشی كه من زندگي اش مى كنم هر بار باعث می شود که از يک منظر ديگر به همه چيز نگاه كنم و با تجربه بيشترى سر كار بعدى بروم.

 

*آرمان شهر یا سقف آرزوهایتان در عرصه هنر چیست؟

 

تا جايى كار مى كنم كه از آن لذت ببرم، نمی خواهم شعار بدهم ولى همچنان در جستجوى اين هستم كه رسالت من در اين دنيا چيست؟ من معتقدم هر كسى وظيفه اى به عهده دارد و آمده به اين دنيا تا كار مهمى را انجام بدهد، من كارهاى مختلفى را در زمينه هاى مختلف انجام مى دهم تا ببينم كدام راه من است، راهى كه انتهايى برای آن وجود ندارد يا به قول شما سقفى ندارد، به نظرم نمی شود تعيين كرد چون اگر انتهايى براى راه خودتان تعيين کنید و به آن برسید دچار غرور می شوید و اگر در مسيرتان مشكلاتى به وجود بياید كه ببینید اصلاً نباید ادامه بدهید و راه دیگری را بروید مايوس می شوید.

 

*با توجه به لیسانس کارگردانی شما در رشته تئاتر، چرا اینقدر « کمرنگ »هستید؟

 

نه من تئاتر كار مى كنم، سال گذشته دو تئاتر كار كردم كه هر دو اجرا خيلى هم پر مخاطب بودند، شما نديديد !؟ تئاترهاى خوبى كار كرده ام، كانديد بازيگرى ام شده ام در جشنواره تئاتر فجر ولى از وقتى كه فعاليت سينمايى مى كنم كمتر اين فرصت پيش می آید چون تمرينات تئاتر حداقل يكى دو ماه و حداقل سی اجرا طول مى كشد، خيلى وقتها وقتى تئاترى پيشنهاد مى شود يا زمان اجرای آن با فيلمى كه قرارداد بسته ام تداخل دارد يا زمان تمرين آن و از آنجایی که دوست ندارم دو كار همزمان انجام بدهم خيلى از تئاترهايى كه در طول سال پيشنهاد مى شود را از دست مى دهم.

 

*دوست دارید چه نقش هایی را بازی کنید؟

 

هر نقشى كه خودم نباشم و تا الان بازى نكرده ام را دوست دارم بازى كنم، فکر می کنم اين يک جور جاه طلبی است كه بازيگران دارند و مى خواهند به جاى اينكه مثل همه يک بار زندگى كنند، با بازى كردن در نقش هاى متفاوت در واقع چندين بار زندگى كنند. 
 

 

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد*