گروه خبري : نقد فیلم
تاريخ انتشار : 1397/08/12 - 13:51
كد :2067

نقد فیلم گرگ بازی

گرگ بازی به روایت بازی جادوگر، پیشگو و گرگ

فیلم نظام دوست شروع خوبی دارد و به طور حتم نیم‌نگاهی به آثار مشابه خود در جهان (حتی فیلم‌هایی چون غریبه‌ها و شام احمق‌ها و…) داشته است.

عصر سینما - نخستین ساخته عباس نظام دوست، بر خلاف تلاشش برای ساخت فیلمی پر فراز و نشیب و خلق یک فیلم معمایی به سیاق اکثر فیلم‌های سینمای ایران، یک روایت داستانی از معضلی اجتماعی است که در آن نمی توان منتظر اتفاق جدیدی بود.
عباس نظام دوست که پیشتر با سِمت دستیار کارگردان در فیلم‌هایی همچون «ارغوان» و «شبانه روز» حضور داشته است، در اولین فیلمش سعی کرده به سراغ چیزی برود که به زعم خودش در سینمای این روز‌های ایران خالی است و ان ساخت فیلم در ژانر معمایی است؛که متاسفانه به دلیل ایرادتی در فیلنمامه و پردازش شخصیت های داستن مخاطبش را با این فضا همراه نمی‌کند و این مسئله شاید به دلیل حضور چهار نویسنده در تیم نگارش فیلمنامه می باشد و این در حالی است که "گرگ بازی" در استفاده از ساخت جلوه های بصری و موسیقی فیلم مناسب با ژانر موفق بوده است.

فیلم نظام دوست شروع خوبی دارد و  به طور حتم نیم‌نگاهی به آثار مشابه خود در جهان (حتی فیلم‌هایی چون غریبه‌ها و شام احمق‌ها و…) داشته و وامدار آثار اینچنینی در سینمای اروپا و انگلستان است، اما بومی‌سازی ایده خوب شکل نگرفته و خود بازی «گرگ‌بازی» حتی اقتباسیست از بازی فرانسوی دورهمی «مرد گرگ‌نما». مشکل عدم اصالت در فیلم گرگ‌بازی یک بحث است و مشکلات فیلمنامه یک بحث جداگانه، اما به‌طور کلی محصول نهایی برای مخاطبی که چندان ریزبین نباشد، یک اثر نوآورانه و خلاقانه است.   

به محض شروع فیلم، از تصاویری با تم قهوه‌ای و کنتراست زیاد به همراه یک موسیقی راز آلود در خانه‌ا‌ی قدیمی، یک فضای مرموز را متصور می‌شویم. پرستو (با بازی نگار جواهریان) خواب ترسناکی را که دیده تعریف می‌کند تا زمینه‌‌ساز اتفاقات پیش رویشان شود. یک شروع خوب را شاهد هستیم که نوید یک داستان جذاب را می‌دهد. ما به عنوان مخاطب منتظر هستیم تا به زودی قصه‌ی اصلی که به نظر می‌رسد بر محوریت گرگ بازی شکل خواهد گرفت شروع شود و درگیر فیلم شویم. اما در عوض شاهد یک معرفی طولانی با تعداد زیادی شخصیت هستیم که هیچ کدامشان در ذهن نمی‌مانند. به طور مثال، از رابطه مهران (با بازی سعید چنگیزیان) و همسرش لیندا چیز زیادی دستگیرمان نمی‌شود. اطلاعاتی هم که از گذشته آنها به ما داده می‌شود فراتر از دیالوگ‌هایی که در زمان حالشان می‌شنویم نیست. یا نمونه دیگری از فلش بک‌ها، ماجرای دستگیری کاوه است که هیچ کمکی به پیشبرد قصه نمی‌کند. چرا که در ادامه هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شود و در شخصیت پردازی کاوه نیز تاثیری ندارد.

فیلم در واقع از زمانی که برق می‌رود و مینا (با بازی سهیلا گلستانی) در حیاط، مرد دیگری به نام مرتضی را می‌بیند، تازه شروع می‌شود و ورود مردی ناشناس و عجیب، آگاهی از روابط و جزئیات به سان غریبه‌ای ماورایی، و بازی عالی و بینظر دکتر-علی مصفا- که کدهای کوچکش را آرام آرام برای اتفاقی غریب آماده می‌کند.

در معرفی مرتضی، کارگردانی خوبی را شاهد نیستیم و حضور ناگهانی‌اش تاثیر لازم را نمی‌گذارد. مرتضی به راحتی می‌تواند همه را مجاب کند که به طبقه‌ی بالا بیایند و بازی را آنجا ادامه دهند. در اینجا این پرسش به وجود می‌آید که چرا این شخصیت‌ها باید به او اعتماد کنند؟ آیا به اندازه کافی در فیلمنامه باهوش در نظر گرفته شده‌اند؟ به عنوان مثال شخصیت پرستو به عنوان کارگردان این تئاتر قدری ساده لوح پرداخت شده است. از هیچ چیز اطلاع ندارد و کنجکاوی‌های لازم را در مورد دکتر نکرده است. اصلا از دکتر چقدر می‌دانیم؟ جز اینکه در چند فلش بک، ملاقات او را با پرستو در فضایی سراسر سفید با صندلی‌هایی قرمز رنگ شاهد هستیم که کاملا خطرات آینده را درباره این شخصیت هشدار می‌دهد. اما هیچ اطلاعی از پیشینه این آدم نداریم! از مرتضی هم همینطور. حُسنش این است که حداقل از اینجا به بعد قدری بیشتر درگیر این بازی می‌شویم. حال دیگر بازی مافیا برایمان در حد یک بازی ساده نیست.

در تمام طول فیلم کارگردان بلندپرواز اما کم تجربه، به جای پاسخ دادن به سوال‌های ما، بر عکس معمول از مخاطب سوال می‌کند و انگار او هم کارتی در دستش دارد که از ما پنهان کرده و هدفش از ساخت این فیلم جسورانه اما گنگ معلوم نیست. شاید اعتراضی به سوال‌های بی‌جوابی که همه از همدیگر و نهایتا از خودمان داریم. همه هم جادوگریم، هم پیشگو و هم گرک و در نهایت یک "شهروند".

یکی از نکاتی که در فیلم "گرگ بازی" باید به آن اشاره شود، اینکه در چنین سبکی با چنین سوژه‌ای ، تمام بازیگرها باید جای مانور در معرفی شخصیتشان را داشته باشند و تقریبا به یک اندازه اما با فاصله، دور این میز گرد بازی گرگ ها بنشینند و بازی خود را داشته باشند در حالی که اینجا، بعضی از شخصیت‌ها کاملا بی هدف و مهندسی نشده، صرفا می‌پلکند، مثل "سهیلا گلستانی" بازیگری که در طول فیلم فرصتی برای ابراز توانایی‌هایش در شخصیت پردازی ندارد و حتی شخصیت کلیدی "سعید"( که انگار این نقش برای این بازیگر نوشته نشده است) با مخاطب ارتباط لازم را برقرار نمی کند. اما بازی دیگر بازیگران "گرگ بازی" در این فیلم یقینا در کنار تصویربرداری و تدوین از امتیاز‌های آن محسوب می‌شود.

 

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد*