سایت تخصصی سینمای ایران و جهان
گروه خبري : تریبون
تاريخ انتشار : 1397/10/10 - 12:59
كد :2318

گفتگوی عصر سینما با ارسلان میرزا بانوی عمارت

تئاتر ما دچار معناباختگی شده است

حسام منظور این روزها اولين مجموعه تلويزيوني اش «بانوي عمارت» را كه با استقبال خوب مخاطبان همراه شده، روي آنتن دارد.

عصر سینما؛عباسعلی اسکتی - حسام منظور، متولد هجده آذر پنجاه و نه در تهران، فارغ التحصيل ارشد كارگرداني از دانشگاه تربيت مدرس، بازيگر سينما و تلويزيون و كارگردان و بازيگر تئاتر است. از حسام منظور كه فعاليت هنري خود را با نمايش «خوان هشتم» در سال هشتاد و دو آغاز كرد، فيلم هاي «تلفن همراه رئيس جمهور» و «ربوده شده» را به خاطر داريم.


حسام منظور این روزها اولين مجموعه تلويزيوني اش «بانوي عمارت» را كه با استقبال خوب مخاطبان همراه شده، روي آنتن دارد. با بهترين بازيگر سال نود و پنج تئاتر ايران در روز ميلادش گفتگويي مفصل داشته ايم كه با هم مي خوانيم.
سريال «بانوي عمارت» چه حرفي براي گفتن دارد؟
من فكر مي‌كنم بانوي عمارت يكي از مهمترين پروژه هاي تلويزيون در سال‌هاي اخير بوده و زمان زيادي براي نگارش و كار پ‍ژوهشي و فيلمبرداري اين سريال انجام شده است. كار بسيار دشواري بود. گروهي بوديم كه تلاش كرديم كاري را ارائه بدهيم در شان و منزلت مخاطب ايراني. الان چند قسمتي از اين سريال پخش و با استقبال مخاطبان مواجه شده و بازخوردهاي مردم بسيار خوب بوده است. سريالي نبوده كه همين طوري ساخته شود براي اينكه وقت مردم را پر كند. اين سريال در عين حال كه به يك قصه عاشقانه و روابط بين انسان ها در بستر تاريخ مي‌پردازد، مفاهيم خيلي عميقي را مطرح مي‌كند، البته سريال، يك سريال تاريخي مطلق نيست، در بستر تاريخ اتفاق مي‌افتد، اما بيشتر دارد مناسبات انسان ها را نشان مي‌دهد و خيلي موشكافانه به خود تاريخ نمي پردازد. حالا بايد ديد در ادامه، واكنش مردم نسبت به اين مجموعه به چه صورت خواهد بود.


 استقبال مخاطب تا امروز چگونه بوده است؟
استقبال، كم نظير و شايد بتوانم بگويم بي نظير بوده است. خود من تصور مي‌كردم اين سريال با اقبال مواجه شود، چون در توليد آن خيلي زحمت كشيده شده است. با وسواس كار شده و توليد اين كار با تلاش و همت زيادي همراه بوده است. در اين چند قسمتي كه پخش شد، واكنشن مردم شگفت انگيز بوده است، بهتر هم مي‌شود و اين خستگي گروهي كه اين كار را ساخته اند، از تنشان بيرون مي‌كند، چون ما وابسته به مردم هستيم، يعني يك هنرمند و بازيگر بدون مردم هيچ حرفي براي گفتن ندارد. اگر مردم ما را دوست نداشته باشند، هيچي نيستيم، بنابراين اگر كاري را مردم دوست داشته باشند، بزرگترين موفقيت براي يك بازيگر و هنرمند است.


 چه شد كه بازي در اين نقش را پذيرفتيد؟
در سال هاي گذشته من هميشه در تلويزيون كم كار بوده ام. بيشتر متمركز روي تئاتر بوده ام، چون حرفه اصلي من بازيگري تئاتر است. وقتي اين كار به من پيشنهاد شد و اسم آقاي عزيزا… حميد ن‍ژاد به عنوان كارگردان به ميان آمد، خيلي هيجان زده شدم. با ايشان و آثار قبلي شان آشنا بودم. ايشان از فيلمسازهاي تراز اول كشور هستند. درست است كه خيلي كم كار بوده اند، ولي معدود كارهايي هم كه ساخته اند، كارهاي ماندگاري بوده است. وقتي اسم ايشان آمد، به اندازه كافي هيجان زده شدم و بعد كه رفتيم براي ملاقات، گفتگوي كوتاهي بين ما صورت گرفت و ايشان حضور من را تاييد كردند. فيلمنامه را كه خواندم، هيجان زده شدم. اصولا خيلي حوصله خواندن فيلمنامه را ندارم، ولي وقتي بيست قسمت اول اين فيلمنامه را به من دادند، مثل يك رمان، شب تا صبح خواندم. آنقدر دقيق و مهندسي شده بود كه اشتياق من براي بازي در اين كار بيشتر شد. به عنوان يك بازيگر هيچ وقت از تجربه كردن نمي ترسم. در دو دهه گذشته كه تئاتر بازي كرده ام، هميشه نقش هاي متفاوت كار كرده ام و خودم را هيچ وقت در يك چارچوب قرار نداده ام كه آن را تكرار كنم. نقش متفاوتي بود، نقش يك شازده قجري كه من حتي در تئاتر هم اين را بازي نكرده بودم و براي من يك چالش جديد بود. همه اين المان ها باعث شد كه نقش را بپذيرم.

 تلويزيون ريزش مخاطب داشته است؟
قطعا! من جاي ديگري هم اين را عنوان كرده ام. ما اگر مي‌خواهيم پيشرف كنيم، بايد نقص‌هايمان را بپذيريم. چيزي كه مشخص است، ما در بحث سريال سازي و ايجاد سرگرمي براي مردم حتي از كشورهاي همسايه حتي عقب افتاده ايم. اولين جنبه اي كه هنر دارد، سرگرمي است. ما اين را فراموش كرده ايم. آثار هنري، سينمايي و تلويزيوني بايد سرگرم كننده باشند و در مرحله دوم آموزنده و پيامي داشته باشند. اول بايد فرم براي ما مهم باشد، يعني بايد اول فرمي ارائه بدهيم كه تماشگر بنشيند پاي تلويزيون و كانال را عوض يا تلويزيون را خاموش نكند، بعد مي‌توانيم پيام اخلاقي هم بدهيم. آثار تلويزيون در سال هاي گذشته همه شبيه به هم شده اند و دارند راجع به يكسري موضوعات تكراري حرف مي‌زنند. مردم حق دارند خسته شوند، چون ما داريم تكرار مي‌كنيم. در طرح موضوعات بايد شجاعت داشته باشيم. برويم سراغ درام هايي كه كمتر به آن پرداخته شده است. ما آنطور كه بايد به درام تاريخي نمي پردازيم، درام معمايي نداريم، اكثرا درام هاي خانوادگي داريم كه آنها را هم غالبا خوب نمي سازيم و اين باعث مي‌شود كه عقب مي‌افتيم. كشورهاي همسايه گوي سبقت را از ما ربوده اند، در حالي كه از ما عقب تر بودند. زماني كه سينماي قدرتمندي داشتيم، اينها اصلا كجا بودند؟ با شما موافقم، ما ضعيف عمل كرده ايم و نمي توانيم كتمان كنيم. با كتمان كردن و پاك كردن صورت مسئله چيزي درست نمي شود.

حرف پاياني براي مخاطبان ما؟
دوست دارم همديگر را بيشتر دوست داشته باشيم. ما روياهايمان را فراموش كرده ايم و يك مقدار درگير سطوح مادي شده ايم. داشتن رويا خيلي خوب است. شايد آرمانشهر من جايي است كه همه در آن رويا دارند. تا رويا نداشته باشيد، نمي توانيد رو به جلو حركت كنيد. الان خيلي ها را مي‌بينم كه روياهاشون را از دست داده اند. وقتي روياهايمان را از دست بدهيم، ديگر نمي توانيم دوست داشته باشيم، نمي توانيم دوست داشته شويم. روياها هستند كه آدم را دوست داشتني مي‌كنند.


 

 

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد*