تحلیلی بر وضعیت سینمای کشور در سال 99 / سال سخت و سیاه سینمای ایران

 

عصرسینما؛ رضا صائمی

در روزهای پایانی سال 99 قرار داریم. سالی که همه ما در یک تقدیر جمعی با سیاهی و تباهی گره خورده ایم و سینما هم به مثابه بخشی از همین واقعیت اجتماعی، سالی سخت و سیاه را پشت سر گذاشت. سالی که تا آستانه سقوط و ورشکستگی مطلق رسید و البته خیلی ها معتقدند که این سقوط رخ داده است و حالا تنها با لاشه های متلاشی شده این مرده مواجهیم.

سینمایی که همواره از بحران مخاطب، مافیای اکران، محتوی ضعیف و فیلم های نازل، نحیف و بیمار بود ناگهان با طوفان سهمگین کرونا هم مواجه شد که ضربه سنگین تری بر پیکر کم جان این صنعت وارد کرد. سینماها تعطیل و سینماگران بیکار شدند.

سال 99 سال تعطیل و تهدید شدن سینما بود. نه فقط تعطیلی های موقت ناشی از محدودیت های اجتماعی کرونایی؛ که چند سالن سینمای قدیمی که بخشی از میراث فرهنگی و خاطرات سینمایی بودند تعطیل شده یا تغییر کاربری دادند.

سینمای بلوار و سینما عصر جدید مهمترین آنها بودند که مرگ آنها داغ بر دل سینما دوستان گذاشت. سینمادوستانی که خاطرات شیرینی را با فیلم دیدن در این سینماها تجربه کرده بودند.

مرگ پیرنگ اصلی سینمای امسال بود. مرگ سینماگرانی که حالا زمان رفتنشان نبود. پرویز پورحسینی، خسرو سینایی، کامبوزیا پرتویی، اکبر عالمی، اکبری مبارکه و چنگیز جلیلوند تنها بخشی از چهره هایی بودند که کرونا آنها را از ما و از سینما گرفت. سینمایی که خود درگیر هزاران مشکل درون خانوادگی بود، حالا با یک ابر بحران اجتماعی مواجه شد که آن را با یک تراژدی مضاعف مواجه کرد.

گرچه بحران کرونا صرفا موجب بحرانی شدن سینما نشد، بلکه بحران های داخلی آن را که حاصل سالها مدیریت ناکارآمد سینمایی بود نشان داد و بیشتر در معرض عینیت قرار داد.

بخشی از آسیب های که به سینمای ایران در بحران کرونا وارد شد بیش از آنکه به خود کرونا و آسیب هایش ربط داشته باشد، به ضعف مدیریت سینمایی و اوضاع فشل ساختار و ساز و کارهای تولید و توزیع و نمایش فیلم برمی گشت که جان و سلامت سینماگران را به خطر انداخت.

از جمله این مخاطرات سهیل گیری یا عدم رعایت پروتکل های بهداشتی، برگزاری مراسم و جشنواره ها در وضعیت کرونایی و تولید فیلم در این شرایط بود. بسیاری از چهره های سینمایی که امسال جان خودشان را به خاطر کرونا از دست دادند، سر صحنه فیلمبرداری به این ویروس مبتلاء شدند و متاسفانه جان خود را از دست دادند.

عکسهای مراسم خاکسپاری پرویز پورحسینی

از سوی دیگر سینما و سینماگرانی که به واسطه کرونا در معیشت خود دچار مشکلات عدیده شدند از حمایت ویژه ای از سوی مدیریت سینمایی قرار نگرفتند.

کرونا و آسیب های اقتصادی آن نشان داد که بسیاری از اهالی سینما به جز برخی از سلبریتی هایی که درآمد کلان دارند، جزو اقشار آسیب پذیر اجتماعی هستند که با کوچک ترین نسیم بحرانی به هم می ریزند و زندگی شان دچار تلاطم می شود.

سال 99 بدون شک سال ترومای سینمای بود. ردپای این تروما در سینما در بخش تولید منجر به تعطیلی و کندی پروژه های سینمایی، در بخش توزیع و نمایش هم منجر به تعطیلی سینماها، اختلال در شبکه توریع فیلم و ریزش شدید مخاطب بود.

همان مخاطب اندک نیز مجبور شدند به اکران آنلاین و شبکه نمایش خانگی رجوع کنند که در آنجا نیز اغلب با سرخوردگی مواجه شدند. با آثاری که اغلب در مارتون رقابت سریال های پرهیاهوی شبکه نمایش خانگی در پی مرعوب کردن مخاطب و سودآوری خود بودند.

اکران آنلاین هم گرچه یک آلترناتیو مجازی برای سینمای ورشکسته بود و امکان جدیدی برای نمایش و اکران فیلم ها ایجاد کرد، اما فاقد زیرساخت های لازم و فرهنگ رسانه ای متناسب برای بهره برداری از این پلتفرم ها شد که آخرش سر از قاچاق و کپی های غیر مجاز درآورد و به جای آنکه به درد سینما بخورد دردی تازه بر آن افزود.

واقعیت این است که پلتفرم های مجازی نمایش فیلم و اکران آنلاین فارغ از وضعیت بحرانی ناشی از کرونا و محدودیت های جبری برساخته از آن به عنوان یک مدل نمایشی با شرایط اجتماعی جهان و جامعه امروز و شرایط زندگی مخاطب امروز سازگار است و می توان از ظرفیت آن برای توسعه سینما و فرهنگ فیلم دیدن استفاده کرد، اما به واسطه عقب ماندگی های فرهنگی که در جامعه و فرهنگ عمومی وجود دارد، این فرصت جدید خودش به تهدید جدید بدل شده و دچار گژکارکردهای فرهنگی و اجتماعی می شود.

سینمای ایران امسال گرچه فرصتی برای مجازی شدن را تجربه کرد، اما این هم به تجربه ای ناتمام و شکست خورده منجر شد که نتوانست خلاء های موجود در شبکه توزیع و نمایش را پر کند و خود به مشکل تازه ای در این فرایند بدل شد.

با این حساب وقتی به سال 1400 و چشم انداز سینمای ایران در قرن جدید فکر می کنیم بوی بهبود از اوضاع سینما به مشام نمی رسد. هفته آینده و در آخرین یادداشت سال 99 به سینمای ایران در سال 1400 خواهیم پرداخت.

مطالب دیگری از نویسنده این یادداشت:

از تعطیلی سینمای عصر جدید تا به خط پایان رسیدن مجله فیلم، خانه نشین شدن اهالی قدیمی سینما و… / سینما در مرز فروپاشی!

نقد میز نقد هفت / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند!

نگاهی به موج حضور بازیگران در تبلیغات بازرگانی / کالایی شدن بازیگری!

درباره جدال کلاه گیس در سینمای ایران / کلاه گیس سینمایی و کلاه شرعی سیاسی!

 

 

[تعداد: 0   میانگین: 0/5]
مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × یک =

دکمه بازگشت به بالا