درباره حضور باران کوثری در نقش فروغ فرخزاد / این نقش از پای بست ویران است

 

عصرسینما؛ رضا صائمی

گرچه هیچ چیزی در سینمای ایران مثل سایر بخش ها دیگر عجیب و شگفت انگیز نیست، اما برخی خبرها همچنان حیرت برانگیز است. حیرتی که البته پس آن می توان ردپای نوعی دیگر از رانت یا آقازادگی فرهنگی را جستجو کرد.

خبر کوتاه بود اما جانسوز: باران کوثری در نقش فروغ فرخ زاد بازی می کند!. خبری که البته باید ردپای آن را در یک سال پیش ردیابی کرد. سال گذشته بود که جهانگیر کوثری خبر ساخت فیلمی درباره فروغ فرخزاد شاعر نامدار معاصر را به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی‌اش اعلام کرد؛ فیلمی با عنوان «رگ‌های آبی فروغ» که فیلمنامه‌اش توسط جهانگیر کوثری و نعیمه اسلامی نوشته شده است. چند وقتی خبری از این پروژه نبود تا طی هفته‌های گذشته پیش‌تولید بخش‌های دیگری از فیلم آغاز و باران کوثری به عنوان بازیگر نقش فروغ فرخزاد انتخاب شد. نقشی که می‌تواند یکی از چالش‌برانگیزترین نقش‌های کارنامه این بازیگر باشد. فیلم جهانگیر کوثری به چند مقطع سنی فروغ فرخزاد و وقایع و اتفاقات پیرامونش می‌پردازد و پیش‌بینی می‌شود تا جشنواره فیلم فجر آماده نمایش شود.

اینکه سینمای ایران بتواند به سراغ چهره ها و شخصیت های فاخر معاصر برود و قصه زندگی آنها را روایت کند خوب است. اما اینکه از چهره های فاخر و محبوب برای چهره شدن و نمایش خود بهره ببرد یک فرصت طلبی فرهنگی است. از هر طرف که به انتخاب باران کوثری برای ایفای نقش فروغ نگاه کنیم هیچ دلیل منطقی و حرفه ای برای آن نمی توان پیدا کرد، جز پدرش به عنوان کارگردان فیلم که گویی فرزندش را برای این نقش نه انتخاب که انتصاب کرده است!.

کوچک ترین نشانه و شباهتی بین چهره باران کوثری و فروغ فرخزاد وجود ندارد و اگر چاره این مشکل را گریم هم بدانیم، باز هم سبک و سیاق بازیگری او و هویت و شخصیت سینمایی اش با توجه به ذهنیتی که مخاطب از بازی ها و نقش های قبلی او دارد، هیچ نسبتی با شخصیت فروغ فرخزاد و خصلت های رفتاری اش ندارد.

بازیگر برون گرایی مثل باران کوثری چطور می تواند فروغ شاعر درونگرا را بازی کند که باورپذیر شود و به دل بنشیند. آیا هیچ بازیگر دیگری که از حیث چهره و فیزیک به فروغ فرخ زاد نزدیک تر و شبیه تر باشد وجود نداشت؟.

آیا بازیگر دیگری که سبک بازی و توانمندی اش بیش از باران کوثری با فروغ انطباق داشته باشد نبود که برای انتخاب این نقش مناسب تر باشد؟. پاسخ که روشن است؛ اما به مصلحت و منفعت نیست!.

مسئله این است که کارگردان ترجیح داده از دخترش برای این نقش استفاده کند. نقشی که یک شخصیت خیالی نیست؛ بلکه یک شاعر واقعی است که هم محبوب است و هم تا کنون فیلمی درباره او ساخته نشده و این فرصت خوبی است تا باران کوثری به لطف پدر، شانس بازی در یک نقش اثرگذار و شخصیتی ماندگار را بازی کند.

این دقیقا مصداق رانت خواری و آقازادگی است. آقازادگی که صرفا در حوزه سیاست رخ نمی دهد، بلکه در حوزه فرهنگ و هنر هم می توان شاهد آن بود که این اتفاق و انتخاب مصداق بارز آنست. اینکه پدر کارگردان بدون هیچ دلیل منطقی و حرفه ای، دخترش را برای ایفای نقش شخصیتی انتخاب کند که می داند گره خوردن با نام او می تواند برایش نام و نان بیاورد.

اگر جهانگیر کوثری برای فیلمی که شخصیتی واقعی را محور قرار نداده بود باران را انتخاب می کرد جای هیچ نقدی نبود. او می توانست به عنوان تهیه کننده و کارگردان، دخترش که بازیگری شناخته شده است را برای بازی در فیلمش انتخاب کند. اما وقتی پای یک شخصیت واقعی در میان است که در جامعه طرفداران زیادی دارد و نسبت به انتخاب بازیگری که قرار است نقش این شاعر محبوب را بازی کند حساسیت و مطالبه وجود دارد، قطعا انتخاب باران کوثری برای این نقش توسط پدرش یک گزینه تحمیلی به جامعه است. حاشیه ها و واکنش هایی که نسبت به این خبر همراه بوده خود گواه بر این مدعاست!.

فارغ از این حواشی انتخاب باران کوثری حتی اگر پدرش کارگردان فیلم نبود هم با واکنش های جدی مواجه می شد. نه به دلیل نسبت های خانوادگی، که به دلیل بی نسبتی چهره و شمایل بازیگری او با شخصیت فروغ فرخ زاد!.

این انتخاب می تواند به کمدی ناخواسته و کاریکاتوری شدن نقش او منجر شود و به نفع خود کارگردان و فیلم است که از این انتخاب منصرف شوند!. قطعا بازی باران کوثری در نقش فروغ به ضرر او و کارنامه ای حرفه ای اش خواهد بود و حاصل کار یک فروغ بی فروغ است!.

به نظر می رسد دست کم حالا که باران کوثری با واکنش های منفی نسبت به این نقش مواجه شده، هوشمندانه از قبول آن منصرف شود و اعتبار سینمایی اش را خدشه دار نکند. سینمای ایران حال خوبی ندارد و کاش خود سینماگران تلاش می کردند حالاش را از اینی که هست بدتر نکنند.

باران کوثری

مطالب زیر را نیز از نویسنده این یادداشت میتوانید بخوانید:

به بهانه مسابقه «دورهمی» و کپی سازی آن / دور زدن دورهمی

نقد فیلمهای درحال اکران: نگاهی به فیلم «خون شد» ساخته مسعود کیمیایی / بازگشت به خانه

نقدی بر سریال «می‌خواهم زنده بمانم» ساخته شهرام شاه حسینی / کشمکش عاطفه و عقیده

یادداشت ویژه: نگاهی به ماجرای توقیف یک سریال موفق / ساطور ساترا!

یادداشت ویژه: بررسی وضعیت بحرانی سینما های کشور و اتفاقات عجیب و غریب اخیر پیرامون آنها / قلیان با طعم سینما!

یادداشت ویژه: نگاهی به ماجرای قتل یک کارگردان سینما / شوک ایران از جنایت اکباتان

یادداشت ویژه: شبکه نمایش خانگی ؛ خاستگاه هنری یا بنگاه مالی!

تحلیلی بر وضعیت سینمای کشور در سال 99 / سال سخت و سیاه سینمای ایران

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 1 =

دکمه بازگشت به بالا