روز شمار دو: نگاهی به فیلم های روز دوم جشنواره فیلم فجر / «ستاره بازی»؛ غربت مهاجرت / «شیشلیک»؛ هجو فقر

عصرسینما؛ رضا صائمی

هاتف علمیردانی که همواره خود را نسبت به نهاد خانواده و چالش های آن دغدغه مند می داند، در فیلم «ستاره بازی» به مسئله مهاجرت ایرانیان و مصائب آن می پردازد. شخصیت اصلی قصه دختری به اسم صبا است که در یک گسست و از هم پاشی خانوادگی دچار اعتیاد شده و به خود ویرانگری رسیده است. علی مردانی یک بار در فیلم «کلمبوس» هم مسئاله مهاجرت و مصائب آن را به تصویر کشید، اما این بار در «ستاره بازی» با تغییر جغرافیا مهاجرت را به مثابه چالش بیگانگی در یک کشور بیگانه روایت می کند.

روایتی که با رویکردی روانشناختی همراه می شود تا اعتیاد یک دختر ایرانی به نام صبا در خارج از کشور و گسست و فروپاشی فردی و خانوادگی اش را دستمایه قصه خود قرار دهد. اما این محتوی در اجرا و ساختار روایی قصه به اجرایی شلوغ، نامنسجم با پلان های تکراری و برخی بازی های تصویری زائد منجر می شود که در عین اینکه ریتم نسبتا تند و فضای ملتهبی دارد، اما قصه ای کشدار شکل می گیرد که مخاطب را خسته می کند.

فیلم یک وجه مستندگونه هم دارد و آن هم فیلمی است که صبا از حال پریشان خود، مصرف مواد و میل و اقدام به خودکشی برای دکتر روانشناس(علی مصفا) می گیرد تا به مبنای درام برای بسط و رمزگشایی قصه بدل شود.

فرم قصه گرچه مماس با ذهن پریشان و آشفته و کابوس زده شخصیت اصلی قصه(صبا) است، اما تداوم این شیوه روایت مخاطب را کلافه می کند.

فیلم به لحاظ اجرایی و بصری شلوغ است و به نظر می رسد فیلمساز از لوکیشن بیشتر در راستای زیبایی شناسی بصری خود استفاده کرده است تا اینکه بخواهد غربت جغرافیا را دستمایه روایت خود قرار دهد.

تمام شرایط بحرانی که فیلمساز آن را در موقعیت بیگانگی و مهاجرت صورت بندی کرده در داخل ایران هم برای شکل گیری این تراژدی وجود دارد. در واقع در شرایط کنونی که در آن به سر می بریم آنقدر فضای ملتهب و آسیب پذیر در کشور خودمان وجود دارد که علیمردانی می توانست قصه هایی تلخ تر از این در این فضا بسازد. کاش فیلمساز در وطن خویش غریب بودن را بیش از غربت در کشور بیگانه جدی می گرفت.

فیلم سینمایی ستاره بازی

شیشلیک؛ هجو تند

دومین فیلم روز دوم جشنواره یکی از بحث برانگیزترین و فیلم های پرحاشیه امسال یعنی «شیشلیک» به نمایش درآمد. فیلمی که برخی آن را چرخش ژانری فیلمساز تعریف می کنند و برخی هم چرخش فکری او.

محمد حسین مهدویان فارغ از ارزیابی فیلمهایش یکی از مسئله دارترین فیلمسازان سالهای اخیر بود که حالا با ساخت نخستین فیلم کمدی اش با همکاری امیر مهدی ژوله و بازیگرانی همچون رضا عطاران و پژمان جمشیدی بیشتر در کانون مناقشه قرار گرفته است.

«شیشلیک» را نمی توان کمدی سیاه یا ابزورد به معنای متعارفش دانست. لحن و روایت فیلم بیشتر بر هجو سوژه تاکید دارد و البته با کمدی موقعیت هم گره می خورد و در این پیوند می توان ردپای شوخی های کلامی و اروتیک را هم پیدا کرد.

«شیشلیک» فارغ از خوب و بد بودن و اینکه آن را دوست داشته باشیم یا نه فیلم مهدویانی نیست و هیچ کدام از آن خلاقیت های تکنیکی و اساسا زبان و بیان سینمای مهدویان را نمی توان در آن پیدا کرد.

این لزوما به معنای ضعف یا عقب گرد و عقب نشینی کارگردان از سبک فیلمسازی خود نیست، بلکه صرفا تکیدی بر ساختار و شکل آن است که کاملا با آثار قبلی فیلمساز متفاوت است.

با این حال جنس و زبان انتقادی آن هم از فیلم های پیشین او متمایز شده و چه بسا می توان گفت لحنی رادیکال تر به خود می گیرد. فیلم پر از ارجاعات سیاسی به وقایع چند سال اخیر و اکنون جامعه ایران به ویژه درباره فقر، بیکاری و معضلات اقتصادی و معیشتی است و از زاویه متفاوتی به مصائب طبقه کارگر و آسیب پذیر جامعه نگاه می کند.

وقایعی مثل اعتراضات و انتقادات کارگری و به ویژه اعتراضات کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه و گویی تلاش می کند از منظر آنها به سوژه نگاه کند.

رضا عطاران فیلم البته مثل همیشه برگ برنده فیلم در بازیگری است؛ گرچه در موقعیت هایی زیر سایه بازی پژمان جمشیدی قرار می گیرد که بازی خوبی داشته است.

«شیشلیک» را می توان نگاه انتقادی تند و تیز به آرمان ها و شعارهای انقلابی در حمایت از مستضعفان دانست و حاکم شدن ارزش های مادی و سرمایه داری در جامعه و شکاف طبقاتی آزار دهنده موجود.

یکی از بهترین سکانس های فیلم که شاید بتوان پیام اصلی فیلم را هم در آن دنال کرد صحنه مربوط به اجرای برنامه به اصلاح استندآبی است که رضا عطاران در یک مراسم جشن برای مهمانان برگزار می کند. او به جای تعریف یک خاطره و موقعیت کمیک، وضعیت تراژیک خود را تعریف می کند که در خوانش مخاطبان به کمدی تعبیر شده و در حالی که عطاران و به همراه آن مخاطب از آن می گرید و حضار جشن می خندند.

این مماس شدن تراژدی و کمدی در این سکانس بیانگر آن جمله معروف است که وقتی تراژدی از حد بگذرد کمدی می شود.

فیلم سینمایی «شیشلیک»

مطلب مشابه:

روز شمار جشنواره سی و نهم / روز اول؛ دو عاشقانه متفاوت

 

 

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 8 =

دکمه بازگشت به بالا