یادداشت ویژه: شبکه نمایش خانگی ؛ خاستگاه هنری یا بنگاه مالی!

 

عصرسینما؛ رضا صائمی

شبکه نمایش خانگی را باید یک مدیوم میانجی دانست که در یک موقعیت بینامتنی میان تلویزیون و سینما قرار دارد و بالطبع به واسطه این ویژگی آمیخته و ترکیبی از قابلیت ها و ظرفیت های ویژه ای برخوردار است که می تواند به خلاهای موجود در عرضه نمایش و سرگرمی پاسخ دهد.

شرایط اجتماعی موجود و پیامدهای ناشی از بحران کرونا مثل تعطیلی سینماها هم به مثابه یک عامل بیرونی، مردم را بیش از قبل متوجه این رسانه کرده و ریسک سرمایه گذاری و سودآوری در آن را کاهش داده است. اما نقطه کانونی قرار گرفتن در عرصه تولید و نمایش با آسیب های جدی تری هم مواجه است و در کنار فرصت تازه ای که برای نمایش خانگی ایجاد شده نباید تهدیدهای آن را دست کم گرفت.

چنانکه در یک سال اخیر شاهد هجوم اهالی سینما به عرصه نمایش خانگی و انواع تولیدات نمایشی در آن هستیم. از سریال گرفته تا مسابقه و مستند و تاک شوها.

حجم و میزان تراکنش های مالی و پول هایی که در این شبکه رد و بدل می شود به جایی رسیده که برخی نگرانند که شبکه نمایش خانگی به شبکه مالی یا پولشویی بدل شود. از سوی دیگر به دلیل قدرت گرفتن شبکه نمایش خانگی، رقبای سنتی هم دچار ترس و نگرانی شده و تلاش می کنند تا این رقیب تازه، بازار آنها را کساد نکند. البته تمام دلپواسی های آنها اقتصادی نیست، بلکه به زعم خود برخی دغدغه های فرهنگی را هم مطرح می کنند که در صدر آنها سازمان صدا و سیما قرار دارد.

تلویزیونی که سال هاست به جز مجموعه «پایتخت» و چند نمونه معدود دیگر نتوانسته رضایت مخاطبان انبوه را جلب کند، نمی تواند با غر زدن به رقیب و تخریب آن برای خود اعتباری کسب کند. این رسانه بهتر است به جای آسیب شناسی جهت دار شبکه رقیب، به آسیب شناسی توانمندی های خود در عرصه نمایشی بپردازد و ببیند چه شد که سال هاست تلویزیون نتوانسته با سریال هایش خیابان ها را خلوت کند.

شبکه نمایش خانگی نسبت به صداوسیما که محل همیشگی و سنتی نمایش سریال بود، از فضای بازتری برای پرداخت به سوژه های خاص برخوردار است. موضوعاتی که صداوسیما به دلیل بودجه یا برخی ملاحظات و خط قرمزها نمی تواند به آنها بپردازد، در شبکه نمایش خانگی مورد توجه کارگردانان قرار می گیرد.

البته اینکه سریال های نمایش خانگی مخاطب بیشتری از سریال های تلویزیونی پیدا کرده اند به شیوه یا نهاد نظارتی آن ربطی ندارد. واقعیت این است که عوامل برون متنی می تواند موجب استقبال خوب مخاطبان از سریال‌های شبکه نمایش خانگی بشود و یکی از این عوامل برون متنی محدودیت‌های تلویزیون است.

از آنجا که تلویزیون نمی‌تواند به برخی مسائل بپردازد و شبکه نمایش خانگی در قصه‌پردازی و ظاهر بازیگران و… این محدودیت را ندارد، می‌تواند نظر مخاطبان را بیشتر به خود جلب کند. اما این برگ برنده می تواند به مهره سوخته برای شبکه نمایش خانگی با شیوه ای که در پیش گرفته تبدیل شود.

سریال هایی شبکه نمایش خانگی به جز معدودی از آنها، بیش از آنکه حاصل کاری فرهنگی و هنرمندانه باشد به محصولات شبکه های تجاری و و شرکت های سرمایه گذار بدل شده اند که مشکوک به تزریق پول کثیف در این شبکه هستند.

از سوی دیگر این سریال ها بیشتر به حضور سلبریتی ها و چهره های معروف وابسته است و خاصیت پروپاگاندایی آنها بیش از کارکردهای فرهنگی آنهاست.

اما مسئاله این است که حضور سلبریتی‌ها و بازیگران در یک سریال هم به طور موقت می‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب کند و به مرور مخاطبان انتظار دارند که در یک سریال شاهد قصه‌ای خوب و جذاب باشند و این اتفاقی است که برای سریال «دل» رخ داد و شاهد بودیم که پس از گذشت چند قسمت جذابیت‌های ظاهری این سریال کنار رفت و حتی طرفداران حامد بهداد نیز به انتقاد از او پرداخته و از بازی او ناراضی هستند.

سریال «دل»

واقعیت این است که ساخت و تولید اغلب سریال های نمایش خانگی به دست دلالان فرهنگی یا سرمایه گذارانی افتاده که از حوزه ای غیر از فرهنگ و هنر به این عرصه وارد شده اند و یک بیزنس فرهنگی-رسانه ای را تجربه می کنند. آنچه بیش از هر چیز شبکه های نمایش خانگی را تهدید می کند، خطر تبدیل شدن آن به یک بنگاه تجاری و اقتصادی است که سودآوری الویت آن است، نه سودای کار فرهنگی و هنری!. ب

سیاری از سینماگران و بازیگران هم به دلیل مشکلات معیشتی و بیکاری های ناشی از کرونا بدون هیچ اصولی به این پروژه می پیوندند و به آن به عنوان یک منبع درآمد و راهی برای تضمین امنیت شغلی نگاه می کنند نه فرصتی برای هنرآفرینی و کار هنری.

گرچه کاستی ها و آسیب هایی که در این بخش وجود دارد را یکسره نمی توان متوجه سینماگران کرد و صرفا آنها را مقصر دانست، ناکارآمدی مدیریت سینمایی و مشکلات عدیده اقتصادی و مالی در بین سینماگران که هیچ تدبیری برای آن اندیشیده نمی شود موجی از ناامیدی را مثل اقشار دیگر جامعه در سینماگران ایجاد کرده و موجب شده که اساسا هنر نمایش و مدیوم های مختلف آن از هویت و اصالت هنری خود دور شده و به تدریج به بنگاه معماملاتی فرهنگ و هنر بدل شوند!.

مطالب دیگری از نویسنده این یادداشت:

تحلیلی بر وضعیت سینمای کشور در سال 99 / سال سخت و سیاه سینمای ایران

از تعطیلی سینمای عصر جدید تا به خط پایان رسیدن مجله فیلم، خانه نشین شدن اهالی قدیمی سینما و… / سینما در مرز فروپاشی!

نقد میز نقد هفت / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند!

نگاهی به موج حضور بازیگران در تبلیغات بازرگانی / کالایی شدن بازیگری!

درباره جدال کلاه گیس در سینمای ایران / کلاه گیس سینمایی و کلاه شرعی سیاسی!

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 7 =

دکمه بازگشت به بالا