نقد فیلمهای درحال اکران: نگاهی به فیلم «خون شد» ساخته مسعود کیمیایی / بازگشت به خانه

 

عصر سینما؛ رضا صائمی

«خون شد» را باید در جهان سینمایی و داستانی خود کیمیایی مورد خوانش قرار داد. در جهانی که نه در عالم انتزاعی و فانتزعی بریده از واقعیت و تاریخ ریشه دارد و نه بازنمایی رئالیستی از آن است. اساسا جهان سینمایی کیمیایی در جایی میانه رئالیسم و سورئالیسم قرار می گیرد که نه می توان آن را به خیال پردازی مطلق راند و نه به واقع گرایی مطلق راه داد. او در بستر رئالیسم موجود از ایدئالیسم مطلوب خود حرف می زند. سختی پنجاه ساله که از نگاه او کهن شده اما کهنه نشده. از خانواده، خانه، رفیق، مرام، صداقت و رفاقت و عدالت. با این همه او اتوپیای خود را در آتوریته واقعیت جستجو می کند و به مثابه آرمان خواهی شورشی از ارزش های خود پا پس نمی کشد. گویی مفاهیم و ایده هایی که از جهان ذهنی او به جهان سینمایی اش راه می یابد هنوز به زبان گفتمان امروز ترجمه نشده و همچنان بر مدار کهن الگوهای تاریخی که در ضمیر ناخودآگاه فیلمساز نهادینه شده بازتولید می شود. همان چیزی که منتقدان کیمیایی به آن تکرار می گویند و خودش استمرار می داند. استمرار آرمان هایی که هنوز محقق نشده اند.

«خون شد» هم در تداوم و بسط همین گفتمان روایت می شود. اگر تاویل های تاریخی- اجتماعی و فرامتنی را کنار بگذاریم و صرفا در جهان سینمایی اثر، فیلم و فیلمساز را به نقد بنشینیم، «خون شد» فیلم بهتری از دو اثر قبلی کیمیایی است. داستان سر راست تر و شخصیت های سر و شکل دار تری دارد و در نگاهی هویتمندانه بر بستر مفاهیم و ارزش های پایدار سینمای کیمیایی صورت بندی شده است.

فیلم کارگردانی خوبی دارد و توانمند تکنیکی و زیبایی شناختی کیمیایی را در میزانسن و دکوپاژ یا قرینه سازی های نمادین و قاب بندی های تماشایی را بار دیگر اثبات می کند و نشان می دهد فیلمساز در 80 سالگی ماهیت و هویت سینمایی اثر را به خوبی می شناسد و فرم را خوب بلد است. گرچه همچنان مونولوگ و تک گویی ها در سینمای او پررنگ است و انگار هنوز فیلمساز کهنه کار ما به دیالوگ با مخاطبانش باور ندارد.

جهان سینمایی کیمیایی که در «خون شد» هم بازتولید می شود هم بازگشت به سنت فیلمسازی خودش است هم دعوت به سنت و ارزش های ملی و فرهنگی آن مثل خانه و خانواده. گویی کیمیایی در 80 سالگی راه رستگاری را بازگشت به خانواده می داند.

در صحنه ای از فیلم، مادر صندوقچه ای قدیمی را در زیرزمین متروک می گشاید و خاطرات گذشته اش را واکاوی می کند. این همان کاری است که کیمیایی با «خون شد» انجام می دهد. صندوقچه سینمایی خود را باز می کند و از چیزهایی می گوید که به باور او همچنان اعتبار دارند. عتیقه نیستند، گنجینه اند.

بدون فهم جهان سینمایی کیمیایی و زبان سینمایی او نمی توان از تماشای «خون شد»، لذت برد. آثار کیمیایی به گونه ایست که به جای مرگ مولف باید به مرور مولف در آثارش دست زد و خود او را از دل جهان فیلمهایش احضار کرد.

مثلا عنصر “چاقو” در فیلم حضور پررنگی دارد. برای خوانش نشانه شناختی آن نمی توان به فرامتن بیرونی و جهان اجتماعی تکیه کرد، بلکه باید به جهان سینمایی خود فیلمساز ارجاع داد تا بتوان به فهم نمادین و مفهومی آن دست یافت. در جهان سینمایی کیمیایی، چاقو نشانه لمپنیسم یا آنارشیسم تندرو نیست، بلکه یک توتم مبارزه است. نماد و نمودی از روایت او درباره عدالت طلبی که در پارادیم مواجهه و مقاومت فرد در برابر سیستم معنا می شود. نوعی کنشمندی در اجرای عدالت.

فیلم سینمایی «خون شد»

اگر سینمای کیمیایی را به مثابه سینمای تالیفی از حیث دراماتیک مفروض بگیریم، آنگاه «خون شد» را باید نمونه موفقی از فیلم های او در یک دهه اخیر بدانیم که علاقمندان این سینما را راضی نگه می دارد. اگر بیرون از این جهان بایستیم و به فیلم نگاه کنیم «خون شد» تکراری دیگر از همین جهان شخصی است. با این همه می توان فراتر از ساختار و زبان سینمایی و حتی در زمانه و زمینه تاریخی امروز هم ایستاد و از برخی مولفه های فیلم خاصه هسته معنایی آن دفاع کرد. به ویژه از تاکید فیلم و فیلمساز بر نهاد خانواده و بازگشت به آن به مثابه کانون امنیت فردی و اجتماعی.

در جایی از فیلم فضلی به نمادی از خود فیلمساز بدل می شود و به نظر می رسد کیمیایی خواسته از این طریق موقعیت خود را در بین منتقدانشان ترسیم کرده و به آن پاسخ دهد. جایی که فضلی خیلی سفت و سخت در جمع خانواده از سوی خانواده مورد شماتت و سرزنش قرار می گیرد؛ چیزی شبیه به مواجهه خان دایی(جمشید مشایخی) با قیصر و منع کردن او از انتقام و خونریزی. اما فضلی هم مثل قیصر همه این شماتت ها را به جان می خرد اما پای خانواده می ایستد و می گوید: «اول خونه و خونواده! خونه یعنی همه چی». این منولوگ جان کلام و مانیفست فیلم «خون شد» است که حتی اگر فرم و ساختار فیلم را هم نپسندی از ایستادگی قهرمان قصه پای این باور و اصول به وجد می آیی!.

دعوت او به خانه البته در خوانشی کلان تر می توان جامعه و وطن باشد. جایی که کیمیایی با همه انتقادات و گله هایی که از وضعیت جامعه و درد و رنج های وطن دارد، اما پای آن ایستاده و زندگی شخصی اش هم بر آن مهر تایید می زند.

از همین خاستگاه و نظرگاه فکری است که کیمیایی «خون شد» و قهرمانش را فرزند زمانه خود می داند و آرمان فضلی را عین فضیلت. فضیلت بازگشت به خانه، خانواده، جامعه، وطن و صیانت از آن.

مطالب مرتبط زیر را نیز میتوانید بخوانید:

نقدی بر سریال «می‌خواهم زنده بمانم» ساخته شهرام شاه حسینی / کشمکش عاطفه و عقیده

یادداشت ویژه: نگاهی به ماجرای توقیف یک سریال موفق / ساطور ساترا!

یادداشت ویژه: بررسی وضعیت بحرانی سینما های کشور و اتفاقات عجیب و غریب اخیر پیرامون آنها / قلیان با طعم سینما!

یادداشت ویژه: نگاهی به ماجرای قتل یک کارگردان سینما / شوک ایران از جنایت اکباتان

یادداشت ویژه: شبکه نمایش خانگی ؛ خاستگاه هنری یا بنگاه مالی!

تحلیلی بر وضعیت سینمای کشور در سال 99 / سال سخت و سیاه سینمای ایران

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × سه =

دکمه بازگشت به بالا