نگاهی به سینمای روبر برسون کارگردان مطرح فرانسوی / سروده های فیلسوفی با یک دوربین

 

عصرسینما؛ علی زنداکبری

روبر برسون (1907-1999)

روبر بروسون متولد بیست و پنجم سپتامبر 1907 در برومون – لااموت بود. از کودکی و نوجوانی این نابغه خاص و درونگرای سینمای فرانسه اطلاعات زیادی در دست نیست، لیکن پس از پایان تحصیلات دبیرستانی به نقاشی روی آورد و در زمینه زبانهای یونانی و لاتین و همچنین فلسفه به مدارج مناسبی رسید.

علاقه وی به قاب و تصویر با نقاشی های دوره جوانی اش آغاز شد، اما در 1933 برای فیلم «زمانی نوازنده» دیالوگ هم نوشت و به هنر سینما روی آورد. سال بعد کمدی کوتاه «ماجراهای(مسائل) عمومی» را ساخت که تمام کپی های آن نابود شده است. سپس در نگارش چندین فیلمنامه همکاری کرد، که از آن میان «هوای پاک» رنه کلر در 1939 بود.

در جنگ جهانی دوم بیش از یک سال در زندان آلمانی ها اسیر بود که دوران پر استرس اسارت برای یک هنرمند را به سلامت گذراند و از تجربه سخت زندان در آن روزگار، بعدها و در سال 1956 و درکارگردانی فیلم «یک محکوم به مرگ گریخته است» استفاده نمود.

برسون ترجیح می داد که آثار اولیه اش را نادیده گرفته و شروع فعالیت های سینمایی خود را با نخستین فیلم بلند داستانی اش «فرشتگان گناه» ساخته 1943 معرفی کند.

جایگاه روبر بروسون در سینمای فرانسه جایگاه ویژه ای است. او را نه می توان جزو حافظان سنت های قدیمی سینمای فرانسه دانست و نه می توان به سینمای «موج نو» این کشور تعلق داد. او سبک خاص و منحصر به فردی داشت که در بردارنده نشانه های سینمای آن زمان نبود، ولی همین سبک خاص او شامل تحسین هر دو گروه بود.

سینمای او سینمای بیان و روایت است، روایتی که صورت نمایشش، انتزاعی و در عین حال کاربردیست، بطوریکه غلبه فرم بر محتوا در آثارش مشهود است. از شکل گرفتن فرم در طول تصاویر و از قاب برسون تا هر جزئیات و هر شیئی که در آن قاب به تناسب و بدون تحمیل بگنجد. قاب او ذاتا مفهوم خود را پیدا می کند، بدون آنکه تماشاگر را آزرده کند. ایجاد اتصال تصویری/ آوایی و هماهنگی ریتمیک ناشی از ابداع در تصویربرداری، نورپردازی، تلفیق فرم گرائی و روایتگری و کاربرد به موقع و ساده اما ابزاری از موسیقی، سینمای او را استثناء زمان خود کرده بود. لذا مینیمالیسم شکل گرفته در آثارش همچون شعری فلسفی ست تا تصاویر ثبت شده بر سلولوئید.

روبر برسون

نقل قولی از او وجود دارد که ((سینما پهنه بیان نکاتی ست که قابل توضیح نیستند)). از این رو فیلمهای وی برای قشری محدود، اما خاص قابل درک و توجه است و به خصوص ساخته هایش در زمان خود چندان مورد استقبال عموم نبود که تعدادش نیز کلا شامل چهارده اثر می شود. لیکن فیلمسازان مطرح قدرت آثار او را کاملا درک می نمودند و به نبوغ او صحه می گذاشتند. بطور مثال ژان کوکتو هنرمند و کارگردان شهیر فرانسوی گفته است: “شاعر با قلم خود، شعر را بیان می دارد و برسون با فیلم سازی خود”. فرانسوا تروفو نیز در وصف وی تعبیر جالبی به کار برده: “سینمای برسون بیشتر شبیه نقاشیست تا عکاسی”.

سبک شفاف و منحصر به فرد روبر بروسون با عدم تغییر در کلیات ساختارش، او را به نماد کاملی برای بیان بهترین تعریف از یک فیلمساز ((مولف)) بدل می کند.

برسون در قالب یک بنیادگرای روایی، هرگز تحت تاثیر ابزار هنرهای دیگر مطرح همزمان با عصر خود قرار نگرفت. او روایت داستان معمول را به عنوان «حقه نگارش یک نوول » رد می کرد و در بیشتر آثارش استفاده از نابازیگران و بازیگران غیرحرفه ای یا بی تجربه را می پسندید (نه به شکل فیلمسازان نئورئال ایتالیایی البته).

از منظر برسون «بازیگری برای تئاتر مناسب است که هنری ناقص الخلقه است!!!». او بازیگری را یک مانع می دید که چون سایر عوامل عمومی دیگر، باعث دور شدن داستان از حقایق درونی می شود و آثار سینمایی را تو خالی می کند. وی در خصوص فیلم نیز اعتقاد داشت: “فیلم می‌تواند هنری اصیل و حقیقی باشد چرا که خالق آن بخش هایی از واقعیت را انتخاب می کند و آن ها را به نحوی در کنار هم می آراید، که در کنار هم بودنشان، باعث تغییر شمای کلیتشان گردد”.

برسون اعتقاد داشت با نادیده گرفتن اراده کسانی که در فیلم ظاهر می‌شوند می‌توان فیلم را ساخت و نه با استفاده از آنچه که انجام می‌دهند بلکه با آنچه که هستند.

روبر برسون

او هر نما را همچون واژه ای می دانست که به تنهایی دارای معنا نیستند؛ بلکه معنا و مفهوم شان در بطن هر یک متجلی می گردد. قابهای برسون چه از منظر میزانسنی و چه از منظر دکوپاژی به اصطلاح ((تخت/سطحی)) دیده می شوند. نگاهی ساده از روبرو همچون یک نقاشی که تصاویر مورد نیاز در چهارچوب یک قاب پدید می آیند و نه صرفا تصاویری زیبا برای چشم نوازی اثر. این منظر به توجه خاص او به رابطه تصویر/صدا/ موسیقی بر می گردد، صدا در آثار او افکت نیست، بلکه بهانه ایست برای گسترش و بیان شخصیت کاراکترهایش در رفت و برگشت مفهومی با موسیقی و تصویر.

هر آنچه که او را به عنوان یک فیلمساز مولف حقیقی، که خلاقیت، اصالت و خاص بودن او را نمایان می کند، هر چند نه کامل اما تا حدودی، در مقاله ای کتاب وار که در خصوص سینما و در سال 1975 با نام «یادداشت هایی درباره سینما توگراف» چاپ گردید، بیان می کند، که مطالعه آن را به علاقه مندان توصیه می نمایم.

برسون و آثارش را در چند خط و چند صفحه نمی توان تفسیر نمود و تلاش برای اینکار کاملا بی فایده است. اما تنها هدف نویسنده از نوشتن این سطور، تحریک کنجکاوی و دادن بهانه ایست به نسل جوان علاقه مند به سینما برای درک شاکله ای از اصالت سینما که روبر برسون پرچمدارش است. هرچند آندری تارکوفسکی نیز با تاسی از اصول او نوع خاصی از شاعرانگی در تاریخ سینما را خصوصا با فیلم فراموش نشدنیش؛ «نوستالژی» در رده و حال و هوای دیگری بازیابی نموده، اما جایگاه برسون و تفسیرش از سینما منحصر به فرد است.

سادگی آثار او حس تغزلی ارتباط دوربین در حالتی نزدیک، ساده و مستقیم و رودررو را برای فهمی ساده و بی واسطه در تماشاگر ایجاد می کند، که در بیانی ساده هنر روبر برسون را استفاده از فرم گرایی برای القاء احساس بی واسطه بین کاراکتر و تماشاگر تفسیر می نماید.

آثار:

ماجراهای عمومی (1934)، فرشتگان گناه (1943)، بانوان جنگل بولونی (1945)، خاطرات یک کشیش روستا (1950)، یک محکوم به مرگ گریخته است (1956)، جیب بر (1959)، محاکمه ژان دارک (1961)، ناگهان بالتازار (1966)، موشت (1967)، یک زن زیبا (1971)، 4 شب یک رویاپرداز (1971)، لانسلو دولاک (1974)، شاید شیطان (1977)، پول (1982).

روبر برسون

مطالب دیگری از نویسنده این یادداشت:

نقد سریالهای روز جهان: تحلیل و بررسی مینی سریال «میر از ایست تاون» / تنها وظیفه ما عشق ورزیدن است

ستون‌های قدرتمند یک امپراطوری / نگاهی به فصل مهم شکل‌گیری کمپانی مترو گلدوین مایر از ابتدا تا دهه 60

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم «پنجره عقبی» ساخته آلفرد هیچکاک / پنجره ای رو به زندگی

سینمای کلاسیک : یادداشتی بر فیلم «کازابلانکا» / جنگ بدون مرز ؛ عشق بدون مرز

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم مطرح و تاریخ ساز «همشهری کین» ساخته اورسن ولز / وقتی غرور مرا کشت

نقد و بررسی فیلم برنده اسکار «سرزمین آواره‌ ها» ساخته کلویی ژائو / دیدار دوباره در پایین جاده

نقدی بر فیلم «ایالت متحده برعلیه بیلی هالیدی» / زنگواره تاریخی یک خواننده

نقد فیلم: نگاهی به فیلم تحسین شده «پدر» با بازی آنتونی هاپکینز / مرا به یاد داشته باش

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 2 =

دکمه بازگشت به بالا