ویتوریو استورارو؛ اسطوره زنده هنر فیلمبرداری صنعت سینما

امپراطوری قابهای با شکوه

 

عصرسینما؛ علی زنداکبری

صنعت سینما همواره متکی به ستارگان دنیای بازیگری و سپس کارگردانی بوده است و سازندگان موسیقی متن، فیلمبرداران و سایر زحمت کشان این عرصه همواره در جایگاهی که لیاقتشان بوده دیده نشده و مورد توجه قرار نگرفته اند(به غیر از نفراتی محدود). ویتوریو استورارو از قدیمی ترین و کارکشته ترین فیلمبرداران تاریخ سینماست. وی برای هموطنان عزیز با فیلمبرداری فیلم «محمد رسول الله» مجید مجیدی بیشتر شناخته شد از این رو در این یادداشت برای آشنائی بیشتر علاقه مندان سینما و خوانندگان محترم عصر سینما شرح مختصری از زندگی ایشان را تقدیم می دارم.

ویتوریو استورارو فرزند یک آپاراتچی سینما و متولد 24 ژوئن 1940 در رم ایتالیاست. در سن یازده سالگی و به تشویق خانواده و حمایت پدرش در مدرسه فیلمبرداری “دوکا دائوستا” به فراگیری فیلمبرداری پرداخت. در 18 سالگی در مدرسه ملی سینمای ایتالیا جوانترین فعال رشته خود بود و در 21 سالگی در چندین فیلم به عنوان دستیار فیلمبردار فعالیت کرد. استورارو در سال 1960 به عنوان فیلمبردار سینمایی از موسسه فیلم ایتالیا فارغ التحصیل شد. او فرهنگ و هنر را عجین در خود می بیند ((ما نتیجه تمام چیزهایی هستیم که قبل از ما بوده‌اند. مشخص است ما ایتالیایی‌ها، از زمان تولد، فرهنگ نقاشی و مجسمه‌سازی در کشورمان جزو زندگی‌مان می‌شود… قبل از اینکه درک درستی از هنر داشته باشیم با آن آشنا می‌شویم و هنر ما را همراهی می‌کند)). دید او برگرفته از هنر کلاسیک و اصیل ایتالیایی ست و از این جهت تصاویر فاخر، لنز های واید، استفاده از فیلترهایی که رنگها را در بهترین حالت طبیعی به نمایش در می آورد از شاخصه کارهای اوست.

در 1961 فیلم کوتاه «دشنام شناسی» از جیانکارلو رومیتلی را جلوی دوربین برد و در 1962 «نورمن ها» ساخته جوزپه واری را به عنوان اولین فیلم بلند کار نمود. تا 1966 چند فیلم کوتاه و یک مستند را فیلمبرداری نمود و در ۱۹۶۸ اثری از فرانکو روسی به نام «جیووینزا جیووینزا» را فیلمبرداری نمود و رفته رفته اهالی سینما از او شناخت بیشتری پیدا نمودند. سپس فیلم «پرنده ای با بالهای بلورین» را در 1970 برای داریو آرجنتو کار کرد و در همین سال اولین همکاری خود را با برناردو برتولوچی آغاز نمود.

فیلم «دنباله رو» بسیار مورد تحسین و توجه قرار گرفت و خرس طلای جشنواره برلین را از آن خود کرد و سبک ویژه استورارو نیز به چشم آمد. از آنجا بود که نوآوری های خود در حرکت دوربین، استفاده از لانگ شاتهای عریض، استفاده از ریشه های فرهنگی فیلم و تاثیر پذیری از این ریشه ها و استفاده از آن در فیلتر های رنگی را بیشتر به کار گرفت؛ خصوصا کاربرد نور طبیعی و نورپردازی های خاصش در آثار مختلف.

یکی از ملموس ترین کارهای او برای بنده و هموطنانم فیلم «محمد رسول الله» ساخته مجید مجیدی فیلمساز کشورمان است. او در جایی گفته است: ((در فرهنگ اسلامی، قرینه‌بودن گنبدها و موزاییک‌ها ریشه فرهنگی دارد)) همین صحبت او را به کار هنرمندانه اش در این فیلم نظاره گر باشید.

همکاری او پس از اولین کار با برتولوچی به کارگردانان بزرگ دیگری نیز گسترش یافت و هر کدام بستر مناسبی برای هنرنمایی او فراهم کرد. با خود برتولوچی نیز سه فیلم دیگر تا قبل از دهه هشتاد کار نمود که «قرن بیستم» و خصوصا «آخرین تانگو در پاریس» به واسطه فیلمنامه جسورانه و حضور مارلون براندو در معرفی اش به هالیوود نقش بسزایی داشت تا جاییکه منجر به همکاری اش با فرانسیس فورد کاپولا در فیلم ضد جنگش «اینک آخرالزمان» در 1979 گردید.

ویتوریو استورارو و فرانسیس فورد کاپولا

همین اثر، اولین اسکارش را به ارمغان آورد. «اینک آخر الزمان» فرانسیس فورد کاپولا نمایشی بود از رودرویی دو فرهنگ شرق و غرب در یک جنگ. این جنگ با دو صورت متفاوت منشعب از این دو فرهنگ، دو خواستگاه تصویری متفاوت را می طلبید که استورارو با جلوه خاصی آنرا عیان نموده. نگاه کنید به تصاویر با شکوهش از جنگل و استفاده از نور و انرژی آن، یا رنگهای منشعب قرمز/آبی/مشکی حاصل از انفجار بمب ها و موشک هایی که به این شکوه طبیعی حمله ور می شوند. کورتس (مارلون براندو) با خودشناسی شخصیتش در دل جنگل به عدم ثباتی می رسد که منجر به همان خودکاوی درونی و سیری برای خودشناسی می گردد که زائیده لنز دوربین استورارو ست. کار او در «اینک آخر الزمان» بازتاب سخنی است از خود او که ((تعارض میان شب و روز، سایه و نور، سیاه و سپید، تکنولوژی و انرژی شاخصه هایی است که همیشه در من و کارم قابل تشخیص اند)).

بعد از کاپولا با مایکل آپتد کارگردان شهیر انگلیسی در 1980 و با هنرنمایی یکی از ستارگان بازیگر مرد آن روزگار هالیوود، داستین هافمن در «آگاتا» همکاری موفقی داشت. سپس با برتولوچی کار دیگری را با نام «لالونا» انجام داد و مجددا با کاپولا اثری موزیکال/درام با نام «از صمیم قلب» را فیلمبرداری نمود.

تنها دو سال بعد از کسب اولین اسکارش دومین جایزه آکادمی را برای فیلم «سرخ ها» ساخته وارن بیتی در 1981 کسب نمود. حرکت منجمد دوربین او در «سرخ ها» و استفاده خاص از رنگ قرمز و تسری آن به نام فیلم، تسلط او به بازیافت درونی تم فیلم، در قالب تصویر را بیش از پیش به رخ می کشد.

در یکی از بهترین و ماندگارترین آثارش و در حد مطلوب حرفه ای گری، اثری به یاد ماندنی از خود به جا می گذارد با نام «آخرین امپراطور» در 1987 . صحنه های باشکوه او در ترکیب رنگهای کاخ امپراطور چین نوازشگر دید هر علاقه مند به سینماست. وی به حق سومین اسکار خودش را برای این فیلم دریافت نمود.

استورارو در طول دوران کاری خود با کارگردانان بزرگ دیگری همچون آلفونسو آرائو، پل شریدر، کارلوس سائورا، وودی آلن و… همکاری نموده و در 1991 در همکاری مجدد با وارن بیتی برای «دیک تریسی» مجددا کاندید اسکار می شود، اما آنرا به دیم سیملر برای فیلم «رقصنده با گرگها» واگذار می کند.

همکاری او با وودی آلن نیز در سالهای اخیر همکاری موفقیت آمیزی بوده است؛ از جمله «کافه سوسایتی» در 2016، «چرخ شگفت انگیز» در 2017، «یک روز بارانی در نیویورک» 2019 و «جشنواره ریفیکین» در 2020.

استرارو با بالا رفتن سنش نه تنها از کیفیت کارش کاسته نشد، بلکه غنای آنرا نیز افزایش داده است. چنانچه هم اکنون در حال انجام کارهای پیش تولید فیلمهایی از کارگردانان مطرحی همچون بیل آگوست، کارلوس سائورا و ئی ژو می باشد.

ویتوریو استورارو و وودی آلن

بخشی از فیلمهای مهم ویتوریو استورارو:

فیلم های کوتاه:

Etruscologia (1961، رومیتلی)، فریاد (1965، باتسونی)، IL Laborinto (1966، ماشترنزی)، سیریاکی (1966، باتسونی)، گزارش سری (1967، باتسونی)، Sed Lodge(1968)، یوگوسلاوی سرزمین بکر (1973، باتسونی)، کاپیتان ای ئو (1986)

فیلم های بلند:

جوانی جوانی (1969، فرانکو روسی)، قتل در باشگاه تنیس (1969، روستی)، استراتژی عنکبوت (1969، برناردو برتولوچی)، پرنده ای با بال های بلورین (1969، داریو آرجنتو)، دنباله رو (1970، برتولوچی)، اِنیده (1970، ف.روسی)، برادران بی رحم دیدار به قیامت (1971، پاترونی گریفی)، روزهای تیره آری یته (1971، باتسونی)، کالبد عشق (1971، کارپی)، ارلاندو خشمگین (1972، رونکتی)، آخرین تانگو در پاریس (1972، ب.برتولوچی) Bleu gang … (1972، پاتسونی)، مالیزیا (1973، کارلوس سامپری)، جوردانو برونو (1973، جولیانو مونتالدو)، نمونه صورت (1973، پاترونی گریفی)، رد پا (1974، پاتسونی)، رسوایی (1975، ک. سامپری)، قرن بیستم (1976، ب.برتولوچی)، لالونا (1979، ب.برتولوچی)، آگاتا (1979، مایکل آپتد)، اینک آخر الزمان (1979، فرانسیس فورد کاپولا)، سرخ ها (1981، وارن بیتی)، از صمیم قلب (1982، کاپولا)، واگنر/مینی سریال (1983، تونی پالر)، لیدی هاک (1985، ریچارد دانر)، ایشتار (1987، ایلین می)، آخرین امپراطور (1987، ب.برتولوچی)، تاکر: مرد و رویاهایش (1988، ف.ک.کاپولا)، داستان های نیویورکی: اپیزود زندگی بدون زویی (1989، کاپولا)، آسمان سرپناه (1990، ب.برتولوچی)، دیک تریسی (1990، و.بیتی)، بودای کوچک (1992، ب.برتولوچی)، توسکا (1993، پاترونی گریفی)، فلامنکو (1994، کارلوس سائورا)، تاکسی (1995، سائورا)، بول ورث (1998، و. بیتی)، تانگو (1998،سائورا)، گویا در بوردو(1999، سائورا)، میرکا(2000،رشید بنهادج)، برداشتن قطعات(2000، آلفونسو آرائو)، زاپاتا(2004، آلفونسو آرائو)، جن گیر: آغاز (2004، رنی هارلین)،من دون جیووانی(2009، سائورا)،تقلب در ورق(2010، آرائو) عطرهای الجزایر(2012، رشید بنهادج)، محمد رسول الله(2015، مجید مجیدی)، کافه سوسایتی(2016، وودی آلن)، چرخ شگفت انگیز(2017،وودی آلن)، یک روز بارانی در نیویورک(2019، وودی آلن)، جشنواره ریفیکین(2020،وودی آلن)

مطالب دیگری از نویسنده این یادداشت:

نقد فیلمهای روز: یادداشتی بر فیلم «خائن آمریکایی» / کلاس بازیگری آقای پاچینو

نگاه دیگر: مروری بر زندگی و کارنامه هنری، سینمایی آنتونی کوئین / حمزه؛ شیر صحرا

نگاهی به سینمای روبر برسون کارگردان مطرح فرانسوی / سروده های فیلسوفی با یک دوربین

نقد سریالهای روز جهان: تحلیل و بررسی مینی سریال «میر از ایست تاون» / تنها وظیفه ما عشق ورزیدن است

ستون‌های قدرتمند یک امپراطوری / نگاهی به فصل مهم شکل‌گیری کمپانی مترو گلدوین مایر از ابتدا تا دهه 60

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم «پنجره عقبی» ساخته آلفرد هیچکاک / پنجره ای رو به زندگی

سینمای کلاسیک : یادداشتی بر فیلم «کازابلانکا» / جنگ بدون مرز ؛ عشق بدون مرز

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم مطرح و تاریخ ساز «همشهری کین» ساخته اورسن ولز / وقتی غرور مرا کشت

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 19 =

دکمه بازگشت به بالا