شرحی کوتاه بر زندگی شگفت کولا کواریانی / گر بدینسان زیست باید …

 

عصرسینما؛ سعید عابدی

به نظر می­رسد که نوشتن ریویو درباره  «کشتن» (1956)1 کار چندان مفیدی نباشد. بعید است که فیلمی از کوبریک2 باشد که علاقمندان سینما ندیده باشند و آنها که سینما­دوست نیستند بعید است به سراغ فیلم سیاه و سفیدی از دهه پنجاه میلادی بروند. بنابراین بگذارید بجای ریویو از رندگی عجیب و غریب یکی از بازیگران فرعی فیلم برایتان بگویم. شاید آنها که دیده­ اند سراغ بازبینی آن بروند و آنها که ندیده ­اند را مشتاق دیدنش کند.

کولا کواریانی3 در سال 1903 در اتحاد جماهیر شوروی (گرجستان فعلی) به دنیا آمد. خیلی زود به دلیل اندام و جثۀ بزرگش جذب ورزش کشتی فرنگی شد و چنان در این رشته پیشرفت کرد که در اروپا قهرمان وزن خودش شد. اما کشتی فرنگی تنها ورزشی نبود که کولا را شیفته خود کرده بود. تعجب می کنید اگر بگویم او با چنین هیکلی عاشق شطرنج بود، آن هم نه فقط تفننی، بلکه به شکل حرفه ­ای و با مهارتی شگفت. احتمالاً جنگ جهانی دوم سرنوشت کوآریانی را مثل بسیاری از مردم تغییر داده که مجبور شد در دهۀ چهارم زندگی­ اش به آمریکا مهاجرت کند تا بخت خود را در کشور رؤیاها بیازماید. اقبال آمریکایی­ ها به کشتی کچ و عشق به مبارزۀ دائمی که در خونش جریان داشت او را به این رشته سوق داد و عجیب آنکه در این رشته نیز  موفقیت زیادی بدست آورد و شهرتی دست­ و پا کرد تا جایی که حتی در دهۀ شصت میلادی مربی دو تن از قهرمانان معروف این رشته ورزشی شد. حتماً فکر می­ کنید چه زندگی پرباری!. اما صبر کنید تا بقیه ­اش را هم بدانید. هنوز روزگار بازی­ هایی برای او داشت که رو نکرده بود. او در آمریکا علاقۀ دومش را نیز رها نکرده بود و با تلاش فراوان یک کلوپ شطرنج به راه انداخته بود به نام فیلی هاوس4 و بدین ترتیب هر دو ورزش مورد علاقه­اش را ادامه داد.

احتمالاً چندماهی از جشن تولد پنجاه سالگی این مرد عجیب نگذشته بود که یک مرد عجیب دیگر را ملاقات کرد. کوبریکِ 27 ساله که علاقه­ اش به شطرنج زبانزد خاص و عام بود و هست. راهش به فیلی هاوس باز شد و کولا را ملاقات کرد و اجماع تضادها در کولا باعث شد تا شیفتۀ کولا شود. کوبریک برای اولین فیلم حرفه­ ایِ خودش به دنبال بزن بهادری برای یک نقش فرعی می­ گشت که قرار بود مثل محسن خلوتِ خودمان در فیلم «عروس فرنگی» به قول معروف کافه را به هم بریزد تا حواس پلیس­ ها از سرقت اصلی به سمت او منحرف شود. (ظاهر و فیزیک محسنِ آراسته در «عروس فرنگی» هم بی­ شباهت به کولا نیست). بنابراین کوبریک بر اساس علاقۀ کولا به هر دو ورزش شخصیت موریس آبوخف5 را خلق کرد. بزن بهادر شطرنج باز! پس چه جایی بهتر از فیلی هاوس؟ در نتیجه کلوپ شطرنج کولا هم مانند خودش در فیلم کوبریک جاودانه شد و ما بیشترین بازی­هایش- مخصوصاً آن سکانس معروف معامله­ اش با استرلینگ هایدن6 – را در کلوپ شطرنج خودش می­ بینیم. جانی کلی7 (استرلینگ) که جای خود دارد اما بعد از او از بین تمام نقش دوم­ هایِ فیلم شخصیت موریس آبوخف (کولا کواریانی) چشم ­نواز است.  اوست که با بینشی عمیق از تجربۀ روزگار چشم طمع را می­ بندد و به همان پنج هزار دلار معهود بسنده می­کند و اتفاقاً فقط هم اوست که از این سرقتِ بزرگ به سلامت به بیرون می­خزد و بهره ­اش را هم می­برد. وگرنه در این میان، نه جانی کلی و دو میلیون دلارش رستگار می­شوند، نه آن فاسق احمق تفنگ به دست، نه آن شوهر خوش باور و نه همسر خیانتکار دو دره بازش. این دیالوگ معرکۀ موریس به دوستش مانیفیست زندگی او و از قسمت های به ­یادماندنیِ این فیلم است :

«يه چيزايي هست فيشر عزيز که نباید زياد توش کنجکاوی کنی. بدون شک راجع به اون چوپان سيبريايي گله ­های بز شنيدي که سعي کرد ذات واقعي خورشید رو کشف کنه. با چشم بهشتي خودش شروع کرد زل بزنه بهش تا اينکه اون کورش کرد. از اينجور چيزا زیاده که نباید توش عمیق شد مثل …عشق و … مرگ و… شاید بعدها دربارۀ کار امروزم با هم حرف بزنیم. لطفا يادت باشه حتماً اون تماسو بگيری اگه ساعت 6:30 برنگشتم.»

به زندگی کولای خودمان برگردیم که هنوز شگفتی­ های زیادی در پیش دارد. او از مبارزه دست بردار نیست چه در داخل رینگ و چه در کنار آن (در نقش مربی) و چه البته در کنار صفحۀ شطرنج. البته که  از فیلی هاوس هم دست بردار نیست و عجبا که زندگی­اش را هم در پایش می ریزد. در فوریه 1980 پنج جوان تازه به دوران رسیده وارد کلوب می شوند و قصد دارند آنجا را به آشوب بکشند غافل از اینکه کولا خودش عمری کافه­ ها به هم ریخته است. پیرمرد 77 ساله بی اعتنا به سن و سالش وارد عرصه می شود و به دفع آنها می­ پردازد. احتمالاً اگر کمی جوان­تر بود یا تعداد آنها کمتر بود به­شان حالی می­کرد یک من ماست چقدر کره دارد، اما آن روز، روزِ کولا نبود و به سختی در آن درگیری مجروح شد. پیکر نیمه جان او را به بیمارستان می ­رسانند اما شدت جراحات ورای طاقت پیرمرد است و این بار این مرگ است که کمربند قهرمانی را برای او آماده کرده است.

کولا کواریانی

به گمان من بعضی از زندگی­ ها هستند که خود شیوه و چگونگی نقطۀ پایانی­ شان را انتخاب و پیدا می­ کنند. این­گونه به نظر می­رسد که مردن در بستر بیماری دونِ شأن چنین زندگی پر فراز و نشیبی باشد. شاید خود کولایِ 77 ساله هم لحظۀ یورش به آن پنج ولگرد به همین نتیجه رسیده بود که بعد از عمری مبارزه و درگیری، پیروزی­ ها و شکست­ ها، لبحندها و اشک­ها طومار زندگی پرمایه ­اش باید با یک مبارزه تمام شود.

پی­نوشت: دیوید ممت کارگردان مشهور دربارۀ چهره ­های مبارز در سینما مقاله­ ای خواندنی نوشته که در بخشی از آن به کواریانی و فیلم «کشتن» هم اشاره می­کند. این مقاله را با ترجمۀ خوب عقیل قیومی در اینجا بخوانید.

پانوشت­ ها:

1-The killing / فیلمی از استنلی کوبریک با مضمون سرقت محصول 1956

2-Stanley Kubrick /کارگردان نامدار سینمای آمریکا (1999-1928)

3- Kola Kwariani

4- flea house

5- Maurice Oboukhoff

6- Sterling Hayden / از بازیگران معروف دهۀ پنجاه و شصت هالیوود که «جنگل آسفالت»، «دکتر استرنج­لاو»، و «جانی گیتار» برخی از برترین فیلمهایش هستند. (1986-1916)

7- Johnny Clay / نام شخصیت استرلینگ هایدن در فیلم «کشتن»

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + 11 =

دکمه بازگشت به بالا