نقد تئاتر ماهرخ : دو روی یک سکه

عصرسینما؛ علی زنداکبری – تئاتر ماهرخ

 

نویسنده و کارگردان : ابوالفضل حاجی علی خانی

بازیگران : محسن زرآبادی پور، بهناز نادری، حسین رفیعی، بهزاد عبدی، بهزاد عرب، علی رضا ذوالفقاری، محمدرضا بهشتیان و فرزاد دشتی

 

نمایش ماهرخ داستان پیشکسوتی از تئاتر است که پس از سکته به کما رفته و بین زمین و آسمان گرفتار در عالم برزخ با شخصیت های تاریخی ایران مواجه می شود اما شیرین ترین ملاقاتش با ماهرخ بانو همسر در گذشته اش است در این بین تصمیم می گیرد با آشنایان جدیدش از بوعلی سینا و عمر خیام تا نظامی گنجوی و عطار تئاتری را اجرا کنند، در این بین اما رخدادهای عجیب و کمدی شکل می گیرد …

اصولا هر کار هنری موافقان و مخالفان خود را دارد که بسته به شاخصه های شخصیتی، اجتماعی و حقیقی و حقوقی هر فرد متفاوت است که البته همه در جای خود قابل احترام است. هر نمایش نیز به عنوان یک هنر نقاط ضعف و قوتی دارد که باید منصفانه به آن پرداخت، ماهرخ نیز قاعدتا از این موضوع مستثناء نیست.

در وهله اول با نگاه بدبینانه می توان ایراداتی را به نمایش وارد کرد از جمله این نکته که نباید با شخصیت های تاریخی که منزلت خاصی هم دارند شوخی های تئاتری نمود… یا اینکه متن کار ضعیف از آب درآمده و کارگردانی به خوبی انجام نشده، بازیها ضعیف بوده و شوخی های نامناسبی در اجرا وجود دارد …

شوخی با شخصیت های تاریخی دهه هاست که در تئاتر رواج دارد از جمله در نمایش های اروپائی، ژاپنی و… دوم آنکه بطن شوخی این نمایش براساس تئاتر روحوضی است هر چند که در این زمینه رفت و برگشتهایش در یکی دو مورد جوابگو نیست اما در کل موفق عمل می کند.

به نظرنمایشنامه اثر و کارگردانی آن کمی ضعیف کار شده اما وقتی به سابقه کارگردان/نویسنده نمایش دقت کنیم این موضوع نمی تواند گزینه دقیقی باشد چراکه در تئاتر به عنوان یک هنر زنده عوامل مختلفی می تواند در ضعف و قوت آن دخیل باشد که بیشتر به پیش تولید و بودجه بندی آن وابسته است مثل انتخاب سالن مناسب، انتخاب بازیگران و …

اما از دید دیگر به نظر می رسد که این نمایش علاوه بر میدان دادن به بازیگران کم تجربه در کنار همتایان با تجربه تر به دنبال ترکیبی پویاتر و در عین حال تجربه گرا بوده است. تیم بازیگری بر محور محسن زرآبادی می گردد او که همچنان بازی خوبش از مجموعه بازیگران قدرتمند نمایش فین جین در یادها مانده در قالب عزیزاله مشعوف فوق العاده است بازی با صدا، میمیک چهره و آمادگی بدنی او تحسین موافق و مخالف را دربر داشته است. از بهناز نادری نیز چنین بازی خوبی بعید نبود اما آنچه که جای تعجب داشت صدای خوب اُپرا گونه وی بود که هر تماشاگری را متعجب می کرد، نادری نشان داد پتانسیلش بالاتر از آنچه کارنامه هنری اش نشان می دهد است.

سایر بازیگران به فراخور نقش خود نمی توانند به پای دو بازیگر اصلی برسند که با توجه به سوابق زرآبادی و نادری امر بعیدی نبود و قطعا این اثر تجربه متفاوت و خوبی برای ایشان بوده است ضمن آنکه در کل بازیهای قابل قبولی را از گروه بازیگری شاهد بودیم. به یاد داشته باشیمک یکی از ویژه گیهای تئاترهای کمدی روحوضی و لوده اصولا در هنر سطحی نگری برای القاء پیامهای اثر است.

پیغام نمایش اما گذشته از کمین مرگ و سرای باقی که هر لحظه بی خبر انتظار انسان را می کشد به مسائل دیگری هم توجه دارد. امثال شخصیت مشعوف نه تنها در صحنه هنر که در باقی وادیها ی دیگر نیز کم نیستند انسانهای فرهیخته و پر تلاشی که قدر نادیده اند و به خاطر بی ملاحظه گی مدیران هیچگاه به حق خود نرسیده اند. افسوس ها و کنایه های شوخی و جدی او هر چند کوتاه اما تاثیر گذار حرف خود را به مخاطب می رساند.

ماهرخ به وضوح تجلیلی از عشق و محبت انسانی است عزیزاله و ماهرخ تنها داشته شان از دنیا همین علاقه ای است که در برزخ هم آنها را به هم می رساند. عشقی که در رنگها و های وهوی اثر گم نمی شود.

تجلیل حاجی علی خانی از تئاتر به مثابه هنری اکسیری که در برزخ هم قابل اجراست هنرمندانه و لذتبخش بود، چینش و تقسیم کار شعرا و علما برای شخصیت های تئاتر هرچند کمیک اما نشانی از بزرگی و ارزشمندی هنر مهم، سخت و مظلوم تئاتر بود.

گروه موسیقی، زنده و سرخوش نمایش هر پرده از اثر را همراهی می کرد و در بی نقصی هنرشان کسی شک ندارد. احسان آنالویی در حفظ نوای سازها ترکیبی از حس نوستالژی و موسیقی پر نشاط را به خوبی درآورده است خصوصا در پرده هائی از نمایش که همسرایان آقا و خانم رنگ و لعاب صحنه را عوض می کردند.

پریما الماسی به عنوان طراح لباس اثبات شده است هنرنمائی او از منگی گرفته تا عمارت قجری، گلن گاری گلن راس، بی صورت فلکی تا فین جین و حالا ماهرخ به نقطه قابل اطمینانی برای هر تئاتری که کار می کند بدل گشته است. شناخت الماسی از لباس هر دوران شاید نکته قابل اشاره ای برای شخص با تجربه ای چون او نباشد اما ترکیب رنگ هایش بر اساس هر کاراکتر و ایجاد پتانسیل بصری در هر صحنه تحسین کننده است.

در تئاترهای با تعداد زیاد شخصیت ها طراح حرکت بازیگران نقش مهمی دارد چراکه علاوه بر نوع حرکت بازیگران باید از کل فضای صحنه نیز استفاده کند و در عین حال نظر کارگردان را نیز لحاظ کند، کاری که فرانک ظاهری به خوبی از پس آن برآمده است. گریم سولماز نجفی نیز بر چهره شخصیت ها نشسته از مشعوف و شخصیتهای تاریخی گرفته تا “گروه حرکت” با موهای رنگی!  والبته شخصیت ماهرخ به عنوان چهره اصلی اثر.

تیم ماهرخ را حاجی علی خانی به عنوان کارگردان خوب جمع کرده هرچند می توانست با وسواس بیشتری عمل نماید اما کسی جز خود او از محدودیت های، زمان، مکان و بودجه اثر خبر ندارد و نمی توان او را قضاوت کرد اما مهمترین کار او به نظرم ایجاد فضای شاد و کمدی در قالب اثری با پیام بود که با مخاطب ارتباط راحتی برقرار می کند و در تعریف داستانش بی دلیل پیچیدگی ایجاد نمی کند تا حوصله اش سر برود.

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا