نقد فیلم بازی را بکش: جسارت و خون

پایگاه خبری تحلیلی «عصر سینما»؛ علی زنداکبری – 

نقد فیلم بازی را بکش:

جسارت و خون

 

کارگردان: محمد ابراهیم عزیزی

فیلمنامه‌: لادن شیرمرد، محمد ابراهیم عزیزی

مدیر فیلمبرداری: حسن جلیلی

تدوین: نیما جعفری جوزانی

موسیقی: پیام آزادی

بازیگران: محسن کیایی، هدی زین‌العابدین، محمد بحرانی، متین حیدری‌نیا، حدیث بیابانگرد، سودابه جعفرزاده، مهرداد بخشی، فرح‌روز دوانگر، بهرام نوری و پوریا رحیمی سام

 

آنچه که “بازی را بکش” به سینما آورده در وهله اول جسارت پرداخت به یکی از مهمترین دغدغه های کشور است: فساد. موضوع وقتی ویژه می شود که این فساد به محبوبترین رشته ورزشی کشور یعنی فوتبال رسیده باشد و سالهاست که کسی با علت و یا بدون علت بطور مستقیم به آن نپرداخته است! هرچند که با پایان فیلم و حرفهای عوامل سازنده در نهایت به علت واقعی این همه سکوت در قبال فساد در فوتبال پی می بریم. درام ورزشی عزیزی بی شک یکی از بهترینهای ژانر خودش در سینمای سالهای اخیر ایران است. صریح، جسور، بی پرده و البته خوش ساخت.

فیلم ماجرای موسی، پیشکسوت فوتبال را روایت می‌کند که پس از مرگ برادرش مسعود در یک سانحه ورزشی، به جستجوی دلایل این حادثه می‌پردازد. او در این مسیر با حقایقی تلخ و تکان‌دهنده مواجه می‌شود که نه تنها بر زندگی شخصی‌اش تأثیر می‌گذارد، بلکه پرده از واقعیت‌های ناخوشایند پشت پرده فوتبال برمی‌دارد. بازی را بکش بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.

فیلم بنا به رخدادها به دو بخش کلی تقسیم می شود بخش اول دیده شدن کاراکتر موسی با دیدی منفی و بخش دوم کاراکتر موسی در تضاد با بخش اول و البته دیدی مثبت. ابتدا تماشاگر موسی را به عنوان شخصی که در فضای ذهنی مرگ برادرش گیر کرده و با افراطی گری و بلوا موضوع را از یک اتفاق ورزشی بزرگتر می کند مقصر دانسته و شخصیت های فیلم در تضاد با او نقش انسانهائی را دارند که بی تقصیر باید دردسرهای نشات گرفته از او را تحمل کنند از دامادی که به خاطر سهم ارث همسرش با موسی درگیری قدیمی داشته تا مونا همسر مسعود که موسی را به خاطر آنکه مسعود را به سمت فوتبال سوق داده به نوعی در مرگ همسرش مقصر می داند و حالا او و دخترش باید عمری را تنها با کوله باری از مشکلات بگذرانند. کارگردان درست وقتی که حوصله تماشاگر هم از بی مبالاتیهای موسی سر رفته، روی دیگر سکه را رو می کند: احتمال مرگ مسعود به خاطر مصدومیت و سایت های شرط بندی.

از همین نقطه به بعد موسی در نقش مقابل کاراکتر خود در نیمه اول فیلم قرار می گیرد جائی که تماشاگر ابتدا با او همراهی می کند و سپس در نقش یک قهرمان برایش جلوه می کند و از سوی دیگر از تک تک شخصیتهائی که در نیمه اول فیلم دیده، شناخت عمیق تر و در عین حال متفاوت تری پیدا می کند.

آنچه که عزیزی به عنوان کارگردان به خوبی از پس آن برآمده حفظ ضرباهنگ اثر با اتکاء به ارائه آرام آرام اطلاعات به مخاطب است. او هیچ عجله ای برای نشان دادن اصل حقیقت نمی کند و رفته رفته و همگام با آگاهی شخصیت اول فیلم تماشاگر را نسبت به اصل وقایع آشنا می کند. او غلبه منطق و احساس را علاوه بر آنکه در بطن فیلم جای می دهد در مغز مخاطبش نیز می پروراند.

عمق فسادی که موسی به مخاطبین نشان می دهد از نزدیکترین شخص خانواده اش به او مسعود(برادرش) تا شاگرد خودش و یکی از بهترین دوستان برادرش، متصدی رختکن تیم، صاحب باشگاه، بازیکنان تیمها، مربیان، اهالی کوچه و بازار، دوست و برادر نامزدش و حتی زن برادر به ظاهر بی خبر از همه جایش مونا را نیز شامل می شود و نکته ای که در پس همه این وقایع پنهان است، مشکلات اقتصادی، معیشتی، غم نان و زندگی بهتراست که مستمسکی است بر توجیه تمام این فسادها. از تلاش برای خانه دار شدن مسعود و مونا، تا مربیگری در تیمهای بهتر در رده بزرگسالان …

محمد ابراهیم عزیزی در اولین فیلم خود سربلند بیرون آمده او کیفیت قصه گوئیش را یکدست و روان حفظ می کند و هرجا که احساس می کند فیلم دچار رخوت شده از موسیقی پیام آزادی و دوربین حسن جلیلی  و لوکیشن های زیبای شمال کشور بهترین بهره را می برد. قاب های زیبای جلیلی با همراهی موسیقی آزادی حسهای متفاوت هر صحنه را به خوبی القاء می کند از صحنه های غمناک مرگ یک فوتبالیست تا دلهره اعتراف گیری موسی از مسبب مرگ برادرش.

بازیهای فیلم روان و لذت بخشند، لهجه های شمالی بدون اغراق و طبیعی، کارکرد درستی دارند و انتخاب بازیگران فکر شده صورت پذیرفته بخصوص کیائی که محوریت اثر را خوب مدیریت کرده و با پرهیز از ادا درآوردن در تحقق شخصیت واقعی موسی و باورپذیر بودنش موثر عمل کرده. زین العابدین که رفته رفته به عنوان بازیگری قابل و مطمئن در حال پیداکردن جایگاه ثابتی در سینمای هنری است مثل همیشه بهترین عملکرد ممکن را دارد.

آنچه که کارگردان به خوبی در قبال انتخاب بازیگرانش بکار برده مشخص بودن تکلیفش با هر کاراکتر است خصوصا کاراکتر موسی.عزیزی کاربرد درون و برون قهرمانش را در کالبد شخصیتی جلوه می دهد که فوتبال روز دنیا را همچون دوران کودکی اش با عدالت و ساده و حقیقی می بیند. او موسی را از دل دنیای پر زرق و برقِ زمین سبز و لباسهای رنگی به زمین گل آلود و عرق گیر تیره خودش پناه می دهد، ساده و بی آلایش. موسای او قادر به شکافتن رودخانه نیست اما می تواند خودش را در مسلخ حقیقت در خون و جسارت همچون یک قربانی مدفون در دل یک رودخانه جاری سازد.

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا