هوش مصنوعی و تئاتر

عصر سینما –نوشته اشلی گریفین Ashley Griffin
مترجم آبتین جاوید

15 مه 2023، جاستین بیتمن در مجموعه‌ پست‌هایی در اکانت اکس (توئیتر) خودش دست به آشکارسازی اطلاعاتی زد. او درباره وضعیت احتمالی آینده هوش مصنوعی در صنعت سرگرمی چیزهایی نوشت. این نوشته به قلم اشلی گریفین در حمایت از اعلام اعتصاب نویسنده WGA به اشتراک گذاشته شد (اعتصاب SAG/AFTRA نیز احتمالا در راه است). SAG/AFTRA مخفف جمله Screen Actors Guild-American Federation of Television and Radio Artists فدراسیون انجمن صنفی بازیگران سینما، و هنرمندان تلویزیون و رادیویی آمریکا.

بیتمن نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و بازیگر سابق آمریکایی‌ست. پست‌های او (که اینجا با هم فهرست شده‌اند) به شرح زیر است:

انجمن صنفی بازیگران! من می‌خواهم در مورد هوش مصنوعی و چگونگی تاثیرش بر شما بگویم. من عضو سابق هیئت مدیره انجمن صنفی بازیگران، عضو سابق کمیته مذاکره انجمن صنفی بازیگران، صنف نویسندگان و صنف کارگردانان آمریکا هستم. به عنوان یک کدنویس و فردی با مدرک علوم کامپیوتر می‌خواهم به شما بگویم احساس می‌کنم می‌دانم هوش مصنوعی در چه مسیری قرار دارد.

۱- متن به قلم هوش مصنوعی و بازیگران دیجیتالی (تصویر و/یا صدا). هر دو در حال حاضر وجود دارند. برخی از آژانس‌های استعدادیابی بازیگر، مشتریان خود را برای اسکن شدن جذب می‌کنند. انتخاب می‌شوید، اسکن می‌شوید و برای استفاده شدن از هولوگرام یا تصویر دیجیتالیزه شدۀ خود در یک پروژه ۷۵ سنت دریافت می‌کنید. تصویر دیجیتال شما می‌تواند چندین بار رزرو و استفاده شود.

۲- فیلم‌های سفارشی‌شده برای بیننده، بر اساس سابقه تماشا که سال‌ها گردآوری شده است. بازیگران این گزینه را خواهند داشت که تصویر خود را “خرید” کنند تا در هر چیزی از آن استفاده شود.

۳- فیلم‌هایی که بیننده “سفارش می‌دهد”. برای مثال “من فیلمی می‌خواهم درباره یک پاندا و یک اسب شاخدار که دنیا را با یک کشتی هوایی نجات می‌دهند. بیل موری را در این فیلم قرار دهید”.

۴- بینندگان خودشان به صورت دیجیتالی اسکن می‌شوند و برای قرار دادن خود در این فیلم‌های سفارشی هزینه بیشتری می‌پردازند.

۵- قراردادهای صدور مجوز با استودیوها انجام می‌شود تا بینندگان بتوانند فیلم های قدیمی‌تر مانند جنگ ستارگان را سفارش دهند. صورت خود را روی بدن لوک اسکای واکر و صورت همسر سابق خود را روی بدن دارث ویدر و غیره قرار دهند.

۶- آموزش یک برنامه هوش مصنوعی در یک سریال تلویزیونی قدیمی‌تر و ایجاد یک فصل اضافی. برای مثال، FAMILY TIES دارای ۱۶۷ قسمت است. یک برنامه هوش مصنوعی می‌تواند به راحتی در این مورد آموزش داده شود و فصل هشتم ایجاد کند.

۷- اکنون یا هرگز هوش مصنوعی باید جدی گرفته شود. معتقدم این آخرین باری است که هر اقدام صنفی در تجارت‌مان موثر خواهد بود. اگر اکنون قوانین محکمی وضع نکنیم، و این اعتصابات را به سه سال دیگر موکول کنیم دیگر فایده‌ای نخواهد داشت. زیرا در آن مرحله دیگر نیازی به ما نخواهند داشت.

الحاقیه: بازیگران، شما باید در برابر استفاده هوش مصنوعی از تصویر و صدای خود در SAG MBA محافظ آهنین داشته باشید. وگرنه حرفه شما تمام شده است. آن را از @sagaftra مطالبه کنید و در صورت عدم وجود مفاد اتحادیه تولیدکنندگان سینما و تلوزیون AMPTP آن را قبول نکنید. نیازی به گفتن نیست که در آینده هیچ عضو @IATSE، هیچ راننده @Teamster و هیچ یک از مدیران DGA برای این اعتراض نخواهند بود. در ابتدا این تلاش‌ها توسط مدیران پروژه نرم‌افزاری اجرا می‌شود و در نهایت حتی به آن‌ها نیز نیازی نخواهد بود.

موارد بالا همچنان در جریان است.

نشریه نیویورک تایمز ۲۹ آوریل ۲۰۲۳ مقاله‌ای را با این عنوان منتشر کرد: جانشین بعدی یک ربات نویسنده است؟ در پی آن، خبر از شکل تازه‌ای از قرارداد در نتفلیکس منتشر شد. امضای آن در قبال اعطای مجوز استفاده رایگان از شبیه‌سازی صدای یک بازیگر “توسط تمام فناوری‌ها و فرآیندهای شناخته شده اکنون و آینده است. در سراسر جهان و به صورت دائمی است”.

نشریه جهانی آینده‌پژوهی فوریه ۲۰۲۳ مقاله‌ای گفتگومحور را با عنوان “خشم صداپیشگان از شرکت‌هایی که صدای آنها را با هوش مصنوعی می‌دزدند” منتشر کرده است که در بخشی از متنش آمده: “این فقط هنرمندان تجسمی نیستند که گرمای آتش هوش مصنوعی به آثارشان را احساس می‌کنند – اکنون صداپیشگان حرفه‌ای نیز تحت تاثیرات منفی آن قرار گرفته‌اند. هفته گذشته، نشریه وایس Vice در مورد روند نگران کننده‌ای گزارش داد که در صنعت صداپیشگی نیز در حال افزایش است.

از بازیگران خواسته می‌شود – البته نه خیلی صادقانه – قراردادهایی امضا کنند که به کمپانی‌های تولید محتوا اجازه می‌دهد صدایشان را با استفاده از هوش مصنوعی ترکیب کنند. این امر آنها را قادر می‌سازد تا صدای یک بازیگر را به مدت نامحدود هرچقدر که می‌خواهند به کار برند. و اغلب بدون هیچ گونه پرداخت حق نشر آنچه می‌خواهند از زبان و با صدای آن هنرمند بگویند […] بسیاری از صداپیشگان ممکن است بدون اینکه متوجه باشند چنین بندی به قراردادشان اضافه شده است آن را امضا کرده‌ باشند […] به برخی از بازیگران شفاف گفته می‌شود که نمی‌توانند بدون موافقت با این بندها به استخدام هیچ پروژه‌ای در آیند”.

*

این موارد به معنای نداشتن مشکلات بیشتر در دیگر موضوعات مربوط به نویسندگان نیست. یکی از بزرگترین چالش‌ها وضعیت فعلی جنبه‌های پولی قراردادهای فیلم‌های تجاری‌ست که رک و پوست کنده بگویم همیشه شرم‌آورند. پیشتر، قبل از اینکه کسی بداند چه چیزی در حال رخ دادن است قراردادها (برای نویسندگان و اجراگران) بر اساس توافق رسانه‌های نسل جدید بود. که در واقع نوعی توافق بر اساس کسب اجازه (و پرداخت حق مولف) از هنرمندان صنف SAG/AFTRA (هرچند که فقط در آن زمان SAG بود). مثلا در فیلم‌های بستری مانند YouTube بود.

این برای تولیدات هنرمندان در شبکه جهانی یوتیوب یک چیز بود. و شیوه پرداخت نتفلیکس برای هرچیزی که معادل یک سریال‌ شبکه خانگی قرار می‌گرفت چیز دیگری. هرچند متن قراردادها آنچنان دگرگون نشدند. با این حال اعضای صنف نویسندگان آمریکا در حال به اشتراک گذاشتن آثاری هستند که از قبل تحت پوشش باقیمانده‌های شبکه‌های کابلی قرار گرفته‌اند. اما اکنون به دنبال دریافت چک‌های باقیمانده دستمزد کارهای تجاری بزرگی هستند که برایشان به صورت شفاهی وعده اشرفی دریافت کرده‌ یا می‌کنند.

و حالا هنرمندان دورخیز هوش مصنوعی برای تصاحب جایگاهشان را تماشا می‌کنند. اعضای اصناف تولیدات رادیویی، تلوزیونی و سینمایی آمریکا احتمالاً با این حقیقت آشکار مواجه شده‌اند که به زودی کارشان را هوش مصنوعی ادامه خواهد داد. در صورت عدم واکنش، هوش موصنوعی مولد همه‌شان را به هنرمندان مستقل فاقد دسترسی به خدمات صنفی تبدیل خواهد کرد.

در واقع، از ده سال گذشته سرگرمی با “محتوا” که باید مدام تولید شود کاهش یافته است. هنگام همه‌گیری و تاریکی جهانی کرونا، چراغ این نوع نگرش می‌درخشید. روزگاری، مردم برای فیلم تازه‌ای که قرار بود در سینما تماشا کنند هیجان زده می‌شدند. برای نمایش مورد علاقه خود برنامه‌ریزی می‌کردند تا در زمانی مشخص خانه باشند و دور هم به تماشای فیلم بنشینند.

اما اکنون به مصرف‌کننده دائمی محتوا تبدیل شده‌ایم. در پس‌زمینه ذهنمان چیزی می‌گذرد ولی در حال انجام کارهای دیگری هستیم. بیشتر زندگی‌مان پای رایانه‌ها و تلفن‌های هوشمند صرف می‌شود (جایی که اکنون ۹۹درصد از سرگرمی‌ها در دسترس‌ هستند). در مترو، خودروی شخصی و زمان بی‌خوابی. حتی پس از سیزده ساعت تماشای بی وقفۀ همه قسمت‌های یک فصل از نمایش مورد علاقه‌مان، شتاب‌زده به این نیاز باید بپردازیم: “خب بریم بعدی”.

ما در حال مصرف محتوا با نرخ بالایی هستیم که پیش از این هرگز ممکن نبود. این یعنی محتوا باید سریعتر از گذشته برایمان تولید شود که با محدودیت‌های انسانی امکان پذیر نیست. از سوی دیگر برداشتن محدودیت‌های انسانی برای تولید اثر و رد شدن از محتوای با کیفیت یعنی نداشتن انتظار تولیدات عالی در آینده‌ نزدیک است.

تأثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی (جایی که زندگی به محتوا تبدیل می‌شود) با تلاش برای ایجاد محتوای جدید به اندازه کافی سریع صحبت می‌کنند تا مدام باشند. یعنی مدام در تعامل باشند. آنها استودیوی خود را از طریق اینستاگرام/یوتیوب/تیک‌توک ایجاد می‌کنند. جای تعجب نیست که چهره شدن در فضای مجازی (بلاگر شدن) به یک شغل تمام وقت غیررسمی تبدیل شده است. جایی که به کارمندانی نیاز دارد تا برای رفع نیاز تولید محتوا از قواعد نانوشته پیروی کنند. این به خودی خود گام نخست و ناخواسته ورود به “دستگاه تولید انبوه محتوا” است.

مجله ELLE (نشریه فرانسوی زنان) نیز در تاریخ ۱۵ مه ۲۰۲۳ مقاله‌ای منتشر کرد: “اِل فَنینگ Elle Fanning می‌گوید به دلیل تعداد زیاد دنبال‌کنندگان اینستاگرامش تقریبا آرا و امتیازات معنوی‌اش را از دست داده است”. (اظهارات او پس از مصاحبه سوفی ترنر Sophie Turner در مورد گرفتن نقش در سریال بازی تاج و تخت – در نقش سانسا استارک – با مخاطبان کمتر؛ منتشر شد).

 

سوفی گفته بود: من با حمایت طرفداران اینستاگرامی‌ام از یک “حامل نقش” در کارهای کوچک به بازیگر دلخواه خودم تبدیل شدم. او به قدرت فضای مجازی و قدرت رسانه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام اشاره می‌کند که نباید دست کم گرفته شوند. در هر صورت نظر او و نظر اِل فَنینگ در به دست آوردن و از دست دادن امتیازات معنوی دو رویکرد متفاوت است. هرچند هر دو از قدرت جامعه مجازی و تاثیراتش بر زندگی حقیقی‌شان یاد می‌کنند – مترجم.

و اکنون از بازیگران تئاتر خواسته می‌شود که در رزومه خود تعداد دنبال کنندگان اینستاگرام‌شان را در کنار اطلاعات جسمانی و تماس مدیر برنامه‌هایشان بنویسند. این آغاز تبدیل بازیگران به خوراکی برای تغذیه ماشین تولید انبوه محتوا – هوش مصنوعی مولد – است. ماشینی قویتر از بشر تا خروجی‌های بیشتر در زمان کمتری برای مصرف‌کنندگانش تولید کند. مصرف‌کنندگانی که پا به پای هنرمندانشان بیشتر و بیشتر درگیر این جریان خواهند شد.

البته که این یک تئوری توطئه افراطی نیست – درست همان چیزی است که می‌بینیم، هنرمندانی که به صورت غیر قانونی پای قراردادها کشیده می‌شوند. یا فریب خورده‌اند تا امضا کنند یا به آنها گفته می‌شود اگر امضا نکنند، در هیچ پروژه دیگری هم استخدام نخواهند شد.

همه اینها برای دنیای تئاتر چه معنایی دارد؟

خب، نخست اینکه تفاوت‌های زیادی میان هنرمندان تئاتر و شاغلین سینما/تلویزیون وجود دارد. اما تئاتر هم یک لنگرگاه امن نیست. بله، تئاتر برخلاف سینما/تلویزیون، به بدن‌های زنده و نفس در نفس بودن با تماشاچی نیاز دارد. بازیگرانی که برای همین امر انسانی هفته‌ای هشت بار روی صحنه می‌روند.

اما…

می‌توان به همان راحتی که در سایر رسانه‌ها نویسندگی را به هوش مصنوعی واگذار کرده‌اند در تئاتر نیز چنان کنند. و صادقانه بگویم، همانطور که برای سینما اتفاق افتاد (سینما با سرعت تکان دهنده‌ای، از دوران طلایی دهه ۹۰ به فیلم‌های چیپس و پفکی شرکت‌هایی مانند مارول در سالهای اخیر رسیده‌ است) و پیش رفت؛ ناگزیر، تئاتر نیز در تله “محتوا” خواهد افتاد. سالن‌های تئاتر برادوی این روزها بیشتر و بیشتر توسط کارهای اقتباسی از فیلم‌های تجاری، موزیکال‌های جوک‌باکس و غیره اشغال می‌شوند.

حال، هیچ مشکلی ذاتاً در هیچ یک از این موارد وجود ندارد – اقتباس‌های فیلم و موزیکال‌های جوک‌باکس خوبی هم اجرا شده. اما، زمانی که همه آثار تولید شده توسط استودیوهای فیلمسازی منبع کسب درآمد از “محتوای” قبلی می‌شوند و از هیچ جرقه خلاقانه سرچشمه نمی‌گیرند، با یک مشکل جدی مواجه خواهیم شد. و این گام برداشتن به سوی آینده‌‌ای مات با عواقبی نه چندان خوشایند است. ۳۰ آوریل حساب کاربری (@OfficialMaggieL) این محتوا را به اشتراک گذاشت: “یک نفر از هوش مصنوعی موجودی بیگانه در فضای اینترنت تولید کرده بود. با یک اثر موزیکال، و متأسفانه به شکل باورنکردنی خوب به نظر می‌رسد”.

با وجود برخی تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی. نمایشگرهای دیجیتالی و پروژکتورها در حال حاضر بخشی جدایی ناپذیر بسیاری از نمایش‌های برادوی شده‌اند. درست مانند شهر بازی‌های بی انتها. تصور اینکه این نمایشگرها به گونه‌ای گسترش یابند تا تجربه “غوطه‌ور شدن” را برای مخاطبان ایجاد کنند، زیاد کار پیچیده‌ای نیست. به آن‌ها اجازه می‌دهد تا از شر بازیگران و دیگر اجراکنندگان زنده (مثل نوازندگان) خلاص شوند. و توسط هوش مصنوعی به نفع هنرمندان دیجیتالی موقعیت ایجاد کنند. دیگر خبری از بازیگران غرغرو و مزاحم که همواره اعتراض دارند، نیست.

این هفته، در میان خوانش بیشتر مقالات این چنینی، باخبر شدن از تعطیلی تئاتری دیگر در نیویورک، و شنیدن مواردی از این دست برای نخستین بار، درحالی که هنوز دهه‌ها در تئاتر فعالیت نکرده‌ام و تجربه و پیشینه لازم را کسب ننموده‌ام احساس می‌کنم صنف و صنعت خودم را دیگر نمی‌شناسم. اما این مقاله، بر خلاف بسیاری از مقالاتی که نوشته یا می‌نویسم، یک آزمون فکری یا متن پرسش‌ساز نیست تا چیزهایی را غربال و چیزهایی را مطرح کند. این مقاله بیش از هر چیز بیان مسئله‌ای مهم یا بیانیه‌ای برای فراخواندن همه هنرمندان برای اقدامی جدی و پیشگیرانه است. چیزی که اکنون بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم. نقل قولی را خواندم که در حین پژوهش و آماده سازی این متن نتوانستم دوباره آن را بیابم، که خلاصه اش چنین بود:

“هنر گفتگوی انسان در مورد تجربه انسانی‌ست – معنی انسان بودن را باید درک کرد، نه ترجمه. نمی‌توان ماشین را مورد پرسش قرار دهیم که به ما بگوید انسان بودن به چه معناست”

پس، فراخوان ما برای چه اقدامی است؟

ما باید در کنار اعضای نویسندگان که در حال حاضر در اعتصاب هستند بایستیم.

  • احتمالاً ما نیاز به اعتصاب اتحادیه‌های دیگر در صنعت خودمان را داریم.
  • هنرمندان – قراردادهای خود را کامل بخوانید. با ذره بین واژه‌ به واژه‌اش را بخوانید. هر گونه امتیازی که در مورد واگذاری صدا و چهره شما جهت استفاده در شبیه ساز‌های امروز و آینده است را امضا نکنید. نمایندگان و مدیران برنامه‌ها نیز باید چنین کنند. همچنین در مقابل شرکت‌هایی که از مراجعین خودشان چنین درخواست‌هایی دارند به جای حمایت، مورد پیگرد و عدم حمایت قرار فعالانه از آن‌ها، عقب‌نشینی کنند.
  • با نمایندگان خود تماس بگیرید و به آنها اطلاع دهید که این موضوعی‌ست که نیاز به تنظیم و نظارت دارد. مهمترین خبر این روزها، ترک جفری هینتون Geoffrey Hinton “پدرخوانده هوش مصنوعی” از گوگل به جهت هشدار در مورد “خطرات” این فناوری بود. این فقط یک موضوع هنری نیست، مسئله‌ای بسیار مهم‌تر از هر چیز دیگری برای آینده بشر است که هنرمندان نیز در این ظرف قرار دارند.
  • این یک منبع عالی برای یافتن و تماس با مقامات محلی‌ شما در آمریکاست: www.usa.gov/elected-officials

بشریت در طول تاریخ همواره از خودش پرسیده است “چه کنم؟”. و برای پاسخ به آن بارها نیز اندیشیده که “به این پرسش جواب بدهم یا خیر؟”. برنامه‌های هوش مصنوعی مولد هنرمند را از همین آغاز می‌توان برنامه‌های “سرقت ادبی” توصیف کرده‌اند. در واقع اگر بخواهم رو راست باشم باید به آن‌ها اینگونه نگاه کنیم، زیرا این همان چیزی‌ست که هستند. آن‌ها هنر خلق‌شده توسط انسان را می‌گیرند، آن را مطالعه می‌کنند، سپس در پیکربندی‌های کمّی متفاوت بازنشر می‌دهند. دیگر شاخه تجسمی در هنر قربانی این برنامه‌ها نیست.

کلاهبرداران از تولیدکننده‌های صدای هوش مصنوعی با دسترسی آسان استفاده می‌کنند. با استناد و برداشت چند ثانیه صدای عزیز کسانی از حساب‌های رسانه‌های اجتماعی، مردم را متقاعد کنند که دختر/شوهر/عضو خانواده‌شان ربوده شده است. حدس بزنید چه می‌شود؟ شما می توانید همین کار را در حال حاضر با صدا یا تصویر یک نفر انجام دهید – اغلب با یک جستجوی ساده در گوگل.

اکنون، این بخش بیشتر جهت “سرگرمی و بازی” در دسترس است. به اشتراک گذاشتن هنر تولید شده توسط هوش مصنوعی در رسانه‌های اجتماعی سرگرم کننده است. تماشای نسخه‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی از بازیگران مشهوری که کارهای نادرست انجام می‌دهند جالب است. اما خطاهای تصویری بسیاری نیز در انتها، یا وسط فیلم‌های معروف با ورود افراد بدنام (پورنوگرافرها) یا رفتارهای نادرست اخلاقی به وجود آمده است. که دیگر جلوی انتشارش را نمی‌توان گرفت. کارهایی که مردم به شوخی برای هم ارسال می‌کنند و از عواقب این انتشار دادن‌ها که به خودشان باز خواهد گشت بی‌خبرند.

به سرعت به سمت “شب تاریک روح” پیش می‌رویم. قبل از اینکه خیلی دیر شود، باید فعالانه در مورد این موضوع کاری انجام دهیم. فناوری‌هایمان به کنار، تصور کنید که این “هوش” چگونه می‌تواند بر جهان تأثیر بگذارد. به تدریج در حال ورود به انبار کاه جهانی هستیم که درونش قادر به یافتن سوزن حقیقت نخواهیم بود. ما حتی نمی‌توانیم بگوییم که با تماشای نظر شخصی کارشناسان در برنامه‌های تلویزیونی، آیا واقعاً چیزی که می‌گوید را خودشان قبول دارند؟ اصلاً خودشان هستند که می‌گویند؟ یا هوش مصنوعی نظر واقعگرایانه یک کارشناس را در راستای اهداف خودش به ما منتقل می‌کند!

دیگر نمی‌توانیم به تصاویر اعتماد کنیم! و با این همه، آیا می‌توانید مولف بودن مرا در مورد همین مقاله اثبات کنید؟

منبع: on stage blog

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا