نقد موسی کلیم الله( به وقت طلوع): تجربه گرائی در مسیر درست
همگام با چهل و سومین جشنواره فیلم فجر نگاهی داریم به فیلم موسی کلیم الله:به وقت طلوع

عصرسینما؛ علی زنداکبری –
تجربه گرائی در مسیر درست
کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا
فیلمنامه: ابراهیم حاتمی کیا، مرحوم فرج الله سلحشور
مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری
جلوه های بصری(ویرچوال/ویژوال): علی رضا واعظ
تدوین: پیمان علیزاده و ابراهیم حاتمی کیا
طراح چهره پردازی: شهرام خلج
موسیقی: کارن همایونفر
بازیگران: مریلا زارعی، بهنام تشکر، فرهاد آئیش، بهاره کیان افشار، علی رضا کمالی، شکیب شجره، طوفان مهردادیان، مریم سرمدی، کامبیز امینی، مسعود رحیم پور، بهار نوحیان و بازیگران کودک: گندم شیخی و دلسا محمدی
ابراهیم حاتمی کیا کارگردان مطرح کشورمان اولین ساخته تاریخی خود را ارائه کرده است. با توجه به کارنامه درخشان ایشان حد انتظارات از این فیلم خواه ناخواه زیاد است. اما باید یادمان باشد اصولا ساخت یک اثر هنری از تاریخ به خودی خود مشکلات عدیده ای دارد چه برسد به آنکه این اثر در بردارنده یک قصه دینی هم باشد. لذا تماشاگر حرفه ای باید با منطق صحیحی به دیدن این فیلم بنشینند و با نگاه منتقدانه خود راه را برای ساخت بهتر قسمت های بعدی این فیلم هموار نمایند.
داستان فیلم روایت خواب فرعون و تعبیر کاهنان و خوابگزار او در تولد فردی است که او را خواهد کشت لذا او دستور به قتل نوزادان می دهد اما در این بین اتفاقاتی روی می دهد …
از لحاظ فنی این فیلم یک جسارت به تمام معنا در حوزه فنی داشته و قسمت اعظمی از آن توسط فناوری پیشرفته تولید مجازی شکل گرفته است. علی رضا واعظ و تیمش حداکثر تلاش خود را به خوبی انجام داده اند. صحنه های عظیم، نماهای پر ابهت، رنگ پردازی پر جزئیات و … بی تردید در سینمای ایران کاری پیشرو و قابل تحسین است. اما باید اذعان داشت که تماشاگر را از واقعیت های داستانی اصلی هم دور می کند. همه چیز تمیز و شفاف است و حتی در جاهای دیگری که باید گرد و خاک و آلودگی محیط کاری بیشتر مورد توجه باشد هم همه چیز زیادی شسته و رفته است و به نظر استفاده از فیلتر برای لنز دوربین و یا کمی کار با خود نرم افزارها این مشکل را پوشش می داد. از طرفی به نظر استفاده از این جلوه های ویژه زیاد از حد بوده و در خیلی از صحنه ها امکان صرف نظر از آن چندان مشکلی را ایجاد نمی کرد.
نکته مهم دیگر قرار گرفتن کلام الله مجید به عنوان مبنای اثر برای ساخت است. این شجاعت که ساخت فیلمی از دینی دیگر از ادیان الهی توسط روایت های قرآنی ساخته گردد از شخصی چون حاتمی کیا بر می آید.

ازهم اینرو جزئیات جدیدی از این حکایت الهی مهم در خصوص مقطعی از زندگی حضرت موسی(ع) در اختیار بیننده قرار می گیرد. اما باید توضیحاتی را در این خصوص شنید خصوصا چند موضوع مهم. اول کشتن کودکان توسط سربازان فرعون است طبق شنیده های قبلی کودکان ذبح می شده اند. در حالیکه در فیلم در کیسه هائی قرار داده شده و به داخل نیل انداخته می شوند. آیا کشتن نوزادان بنا به تعریف فیلم حقیقی است؟ دوم جستجوی سربازان در خانه عمران، یکی از سربازان جستجو کننده توسط ماری نیش زده شده و جستجو خاتمه پیدا می کند. آیا حضور مار هنگام جستجو و بعد ناپدید شدنش از معجزات الهی بوده است؟ سوم لال شدن همسر قابله دربار هنگامی که قصد لو دادن خانواده موسی(ع) را دارد، در این زمینه نیز آیا روایاتی وجود دارد؟ چهارم، در صحنه های پایانی فرمانده نظامی فرعون با تعقیب مادر موسی(ع) شاهد به آب انداخته شدن سبد توسط وی است و با شنا قصد دستیابی به سبد را دارد که در میانه راه توسط تمساحی در نیل کشته می شود. در این خصوص نیز آیا به ماخذ تاریخی یا دینی ارجاع شده؟
فیلم بی شک بر پایه زنان بنا نهاده شده مادر حضر موسی(ع) یوکابد، حضرت آسیه(س) همسر فرعون و قابله اصلی دربار، کنشگران اصلی در موضوعات مختلف فیلم هستند مریلا زارعی درنقش یوکابد چون همیشه کم نمیگذارد و محکم و باورپذیر تا انتها با قدرت از پس نقش خود بر می آید. با توجه به آنکه قسمت زیادی از فیلم مختص سختیها و نگرانی های یوکابد است زارعی توان زیادی برای ایفای نقش خود صرف کرده است. اما بهاره کیان افشار بسیار منفعل عمل کرده قابل درک است که وی بخواهد حالت روحانی کاراکتر خود را به خوبی به نمایش درآورد اما در فراز و فرودهای این شخصیت اندکی احساس را نیز باید خرج کاراکترش می نمود. هیچ احساسی را نمی توان در چهره او خواند حتی وقتی از سوی تعبیرکننده خواب مورد بی احترامی قرار می گیرد کوچکترین تغییری در چهره وی دیده نمی شود او در بسیاری از صحنه ها با همین حرکت بی تفاوت و سرد حاضر می شود. مریم سرمدی در نقش قابله علیرغم آنکه نقش مهمی بر عهده دارد اما بدون مشکل شخصیتش را شکل داده و با بازی خوبش به نوعی آنرا جا انداخته است. مردان فیلم اما در موضوعات، بیشتر حالت دنبال کننده و نقش مکملی برای ایفای نقش زنان را دارند. فرعون، وزیر و سربازان به نظر از پیش باخته هستند و مردان عبرانی به جز یک جلسه از بزرگان قوم نقش چندانی ندارند. سربازان بیشتر از حالتی عروسکی برخوردارند و به نظر برای ایفای نقش سربازان فرعون باید از بازیگرانی عضلانی تر با چهره هائی خشن تر استفاده می شد چراکه همین ابتکار، مظلومیت بنی اسرائیل را بیشتر القاء می کرد.عمران بیشتر فردی است که تنها به دنبال همسر خود از این سو به آن سو می رود و حرکت محوری خاصی ندارد و حتی نقش او به عنوان کاتب دربار نیز چندان گسترده نمی گردد.

اما مشکل بزرگ فیلم در قصه گوئی و روایت اثر است اصولا برای آنکه نیمه دوم فیلم قدرتمند باشد و تماشاگر را با هیجان ولادت منجی به اوج ببرد نیاز به نیمه اولی قدرتمند دارد در حالیکه از زجر بنی اسرائیل و از ظلم سربازان چیز زیادی نمی بینیم. اصولا با صحنه های درد و رنج عبرانی ها چندان نمی توان سختی برای آنها متصور بود! آیا واقعا فرعونیان در مقطعی تنها برای گوشمالی دادن آنها را کمی آتش می زنند تا سرکوب شوند!؟ فرعون نه یک پادشاه قدرتمند که فردی تصویر شده که گاهی همدلی تماشاگر را بر می انگیزد! بهنام تشکر زحمت زیادی برای کاراکترش کشیده ولی او فرعونی را به تصویر کشیده که بیشتر عصبانی، مضطرب و مشروب خوار است در حالیکه تکبر و غرور را که از خصلت های بارز او بوده است چندان به نمایش در نیاورده است. ددمنشی او باید طوری به تصویر کشیده می شد تا انزجار تماشاگر را برانگیخته و با تولد منجی حس شگرفی را تجربه کند. تمام اینها در حالی است که حضرت یوسف(ع) در ابتدای فیلم به بنی اسرائیل دو پیام می دهد یکی گرفتار شدن در دوران بدبختی و بیچاره گی آنهاست و دیگر آمدن یک منجی. پرواضح است برای نمایش این دو وعده باید بستر مناسبی برای بروزشان آماده گردد.
از آنجا که این اثر در رده بندی فیلمهائی با تولیدات بزرگ دیده می شود در اجرا نیز باید این قالب را متبادر کند در حالیکه فرم کلی بیش از آنکه سینمائی باشد تلویزیونی است و بسیاری از صحنه ها زیادی کش داده می شوند و حوصله تماشاگر را به چالش می کشد. فیلم بیشتر حس و حال ادامه سریال یوسف پیامبر را دارد تا یک فیلم جدید با موضوعی متفاوت و مقطع زمانی تازه.
به لحاظ فنی فیلم چیزی کم ندارد. موسیقی کارن همایونفر بسیار زیباست و تورج منصوری در صحنه های مختلف با توانی بالا هنرنمائی کرده مثل حضور نامحسوس فرعون در چشمه یوسف یا لحظاتی که به یوکابد از سوی پروردگار وحی می شود. گریم شهرام خلج فکر شده و هنرمندانه است خصوصا گریم شیطان پرست تعبیر کننده خواب که هم در طراحی و هم در اجرا زحمت زیادی بُرده است اما هم باورپذیر است و هم تاثیر گذار.

یکی از مهمترین ابتکارات فیلم استفاده فرهاد آئیش در دو نقش کاملا متضاد است او هم نقش شیطان پرست پیشگو و تعبیر کننده را بازی می کند و هم نقش پیر معتقد و راهبر قوم بنی اسرائیل. آئیش چنان قدرتی را در نقش شیطان پرست خرج می کند که کمتر نمونه ای اینچنین را در سینمای ایران بتوان به خاطر آورد. او دوحس کاملا متفاوت را با تغییر لحن و زبان بدنی عجیب به بهترین نحو اجرا نموده است و لایق هر جایزه ای برای اجراهای عالی اش در این فیلم می باشد.
اولین فیلم تاریخی ابراهیم حاتمی کیا فیلمساز مطرح کشورمان علیرغم نقص هائی که دارد به دلائل بسیار قابل تقدیر است اینکه او پس از کوله باری از تجربه قدم در ژانری متفاوت گذاشته خود دلیلی است برای اشتیاق او در مدیوم سینما و جای خوشحالی دارد برای علاقه مندان به سینمای ایران.




