روز شمار پنج: نگاهی به فیلم های روز پنجم جشنواره فیلم فجر / از سورئالیسم تا قصه خودویرانگری

 

عصرسینما؛ رضا صائمی

در روز پنجم جشنواره سی و نهم دو فیلم «روشن» و «روزی روزگاری آبادان» به نمایش درآمد که در ادامه نگاهی به آنها می اندازیم.

*روشن؛ قصه خودویرانگری

گرچه فیلم «روشن» فضای متفاوتی نسبت به کارنامه روح الله حجازی دارد، اما در همان مسیر فیلمسازی و جهان سینمایی اش که به روابط آدمها در بستر خانواده توجه داشته و تردید آنها در میانه ماندن و رفتن را به تصویر کشیده، فیلم «روشن» را ساخته اما این بار فیلمی شخصی تر و شخصیت محور.

در واقع در فیلم «روشن» قصه بر اساس یک شخصیت، دغدغه هایش و رنج هایی که تجربه می کند بنا می شود. به این ویژگی ها باید فرمالیستی تر شدن «روشن» را نسبت به فیلم های قبلی روح الله حجازی اضافه کرد.

در فیلم «روشن» عناصر پررنگ تری از تکنیک و فرم را شاهد هستیم که در روایتی نشانه شناختی صورت بندی می شود. از عنوان فیلم که نام شخصیت اصلی قصه است گرفته تا بهره گیری معنادار از رنگ و نور و حتی استفاده از برخی مفاهیم سینمایی.

آنچه که در فیلم «روشن» از حیث زاویه دید فیلمساز به سوژه برجسته می شود چرخش از روانشناسی بین فردی به روانشناسی فردی و تمرکز بر فردیت و شخصیت کاراکتر اصلی قصه است.

روشن که نام رضا عطاران در این فیلم است مهمترین مشکلش این است که تکلیفش با خودش روشن نیست، شخصیت ضعیف و شکننده دارد، نمی تواند زندگی و خانواده اش را مدیریت کند از حقش دفاع کند و در نهایت دست به نوعی خودویرانگری می زند.

چقدر فیلم درباره این آدمها کم بود. آدمهایی که اغلب به دلیل بی مسئولیتی یا منفعل بودن جدی گرفته نشده یا طرد می شوند و کسی از زخم درون آنها خبر ندارد. زخمی که بر سینه رضا عطاران وجود دارد نشانه بیرونی و فیزیکی زخمی درونی است که از چشم همه پنهان است یا دیگران بر این زخم نمک می پاشند.

به گمانم کمتر در سینمای ما از این زاویه که روشن به یک انسان نگاه کرده، نگریسته شده و به نظرم روانشناسی شخصیت یک فرد شکست خورده که حمید نعمت الله در «شعله ور» به آن پرداخته بود اینجا از منظر دیگری روایت می شود که بدیل و قابل تامل است.

فیلمی که مثل «شعله ور» حمید نعمت الله یک مبتنی بر روانشناسی شکست ساخته شده است.

فیلم سینمایی روشن

*روزی روزگاری آبادان؛ سورئالیسم

«روزی روزگاری آبادان» عنوان خود را از فیلم معروف «روزی روزگاری آمریکا» الهام می گیرد، اما در فضا و قصه دیگری روایت می شود.

حمید رضا آذرنگ را با توانمندی هایش در عرصه تئاتر چه در مقام بازیگر چه کارگردان می شناختیم. گرچه او در یک دهه گذشته در جلوی دوربین هم قرار گرفته و بازی در سینما و تلویزیون را هم تجربه کرده است.

اما این برای نخستین بار است که به سراغ کارگردانی سینما رفته و حالا گویی با ادای دین به زادگاهش فیلم «روزی روزگاری آبادان» را ساخته. فیلمی که البته ربط زیادی به آبادان در روایت شهری یا تصویر جنگی ندارد. گرچه ردپای جنگ و مصائبی که مردم آن کشیده اند در قصه پیداست.

آذرنگ لوکیشن ثابتی را برای فیلمش انتخاب کرده، اما از همان فضا که فضای خانه است استفاده دراماتیک می کند و انگار هر جایی از این خانه به یکی از اعضای آن نسبت دارد و ربطی هویتمند پیدا می کند.

مشکل اصلی فیلم این است که دوپاره است و بین رئال و فانتزی به دو نیمه بدل می شود و یک فضای سورئال به وجود می آورد. فضایی که تمام تلاش های فیلم در نیمه اول را هدر می دهد و به ضد خود بدل می شود.

تغییر لحن ناگهانی و البته غیر واقعی به قصه فیلم که خیلی رئال شروع شد و پیش رفت را مخدوش می کند. انگار در میانه فضای تئاتری و سینمایی سردرگم شده و در میانه جایی قرار می گیرد که هویت و جهان سینمایی اثرش به واسطه همین تغییر ژانری دچار آشفتگی و گسست می شود.

گویی فیلمساز می خواسته از تقابل فانتزی و رئال و واقعیت و خیال، پارادوکسی خلق کند که یک سرش کمدی است و آن سویش تراژدی و از این ظرفیت از اشک ها و لبخندهایی بگویید که روزی روزگاری در آبادان تجربه شد.

از سوی دیگر آبادان و به طور کلی جنوب همین اکنون هم درگیر مصائب مختلفی است. از بلایای طبیعی گرفته تا اجتماعی که هر کدام از آنها می تواند دستمایه فیلمی انتقادی قرار بگیرد و شاید این قصه مهمتر از پرداختن به گذشته این شهر باشد.

به نظر می رسد حمید رضا آذرنگ با ساختن این فیلم می خواسته ادای دین خود را نسبت به شهر و منطقه ای که زندگی می کرده ایفا کند.

فیلم سینمایی روزی روزگاری آبادان

مطالب مشابه:

روز شمار چهار: نگاهی به فیلم های روز چهارم جشنواره فیلم فجر / از تعصب تا عدالت

روز شمار سه: نگاهی به فیلم های روز سوم جشنواره فیلم فجر / «ابلق»؛ قصه آزار جنسی / «تک تیرانداز»؛ سوپرمن جنگی

نقد و بررسی فیلمهای بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر: «روشن» ساخته روح‌الله حجازی / آرزوهای بر باد رفته

روز شمار دو: نگاهی به فیلم های روز دوم جشنواره فیلم فجر / «ستاره بازی»؛ غربت مهاجرت / «شیشلیک»؛ هجو فقر

نقد و بررسی فیلمهای بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر: «شیشلیک» ساخته محمدحسین مهدویان / موج سواری روی سیخ کباب

روز شمار جشنواره سی و نهم / روز اول؛ دو عاشقانه متفاوت

 

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 18 =

دکمه بازگشت به بالا