نگاهی دیگر: نگاهی به کارنامه پربار انیو موریکونه / سراینده شعر موسیقی

 

عصر سینما؛ علی زنداکبری

برای نگارش از هنرمندی که شاید هر صد سال یک بار، پای در جهان هستی می گذارد، تعداد صفحات یک کتاب لازم است، نه این چند سطر که نگارنده تنها هدفش آشنایی خوانندگان محترم سایت سینمایی عصر سینما، خصوصا قشر جوان با بزرگان تاثیر گذار در عالم هنر خصوصا سینما می باشد، لذا در این یادداشت با تمرکز بر کلیاتی از بزرگترین سازنده موسیقی متن فیلم در دنیای سینما، شرح مختصری از زندگی و فعالیت ایشان تقدیم می کنم.

انیو موریکونه در ده نوامبر 1928 در محله “تراستوره” رم در ایتالیا متولد شد. او فرزند نخست ماریو موریکونه و لیبرا ریدولفی بود. پدرش ماریو نوازنده ترومپت بود و در زمینه موسیقی جز، اپرا و فیلم فعال بود. انیو نیز از کودکی با ترومپت انس ویژه ای گرفت و در بسیاری از آثار خود تا آخر عمر از این ساز استفاده نمود. استعداد او کم کم در این زمینه و خیلی زود در کودکی آشکار شد، بطوریکه در شش سالگی قادر به نوشتن موسیقی بود. در هشت سالگی به مدرسه ابتدایی”یحیی تعمید دهنده” رفت و با “سرجیو لئونه” هم مدرسه ای گردید، کسی که بعدها کارگردانی بزرگ شد و همکاری اش با موریکونه تاریخ ساز گردید.

در دوازده سالگی و با ظهور بیشتر توانایی هایش به آکادمی “سانتا سیسیلیا” که یکی از مراکز مهم موسیقی بود فرستاده شد. بزرگانی چون “نینو روتا” (سازنده تم موسیقی فیلم پدرخوانده) در این آکادمی تحصیل کرده اند. والدینش با اشراف به توانای یهای او برای ورودش به این کنسرواتوار اصرار داشتند. او زیر نظر “آمبرتو سمپرتونی” توانایی هایش در نواختن ترومپت را ارتقاء بخشید. در همان روزها از سوی استاد هارمونی خود”روبرتو کاگیانو” تشویق می شود تا آهنگسازی را بیاموزد، دیری نمی گذرد که زیر نظر اساتیدش مبانی آهنگسازی را فرا می گیرد.

“گوفردو پتراسی” که خود فارغ التحصیل همین آکادمی بوده یکی از اساتیدی است که در تربیت موسیقیایی انیو موریکونه نقش بسزایی داشت و موریکونه چند قطعه از کارهای خود را به او تقدیم کرده است. در سال 1946 انیو موریکونه از آکادمی “سانتا سیسیلیا” دیپلم خود را دریافت می کند.

در اینجا باید به علاقه موریکونه به شطرنج نیز اشاره نمود، مطلبی که در موردش آن طور که باید سخنی ذکر نشده است. انیو از یازده سالگی به آموختن شطرنج پرداخت و در سال 1946 بطور رسمی در مسابقات شطرنج شرکت نمود و قهرمان رقابتهای دسته سوم گردید. هرچند به علت مشغله هایش مسیر شطرنج حرفه ای را ادامه نداد، اما یکی از علاقه مندان این  رشته ورزشی باقی ماند. در سال 2000 در مسابقات تورین که با 27 شرکت کننده برگزار گردید با قهرمان جهان “بوریس اسپاسکی” مساوی نمود. در”ریتینگ الو” (سیستمی برای محاسبه سطح مهارتی شطرنج بازان) بهترین رتبه وی را 1700 تخمین زده اند. هر کجا در نزدیکی محل کنسرت هایش مسابقات شطرنج قابل توجهی برگزار می شد خود را به آنجا می رسانید و مسابقات را از نزدیک پیگیری می نمود، که آخرین آن در سال 2016 در رم بود که حتی رقابتی نیز با رئیس فدراسیون شطرنج ایتالیا نیز انجام داد.

بسیاری از بزرگان شطرنج دنیا هر کجا که میسر می شد با او رقابتی برگزار می کردند، از جمله “گری کاسپاروف” و “آناتولی کارپوف” قهرمانان جهان. شطرنج بازان محبوب او”میخائیل تال” روس/لتونیایی و “بابی فیشر” آمریکائی بودند، آمیختگی روحیات او با شطرنج آنقدر بود که نام چند قطعه از آثارش را از این ورزش وام گرفت. مانند قطعه “بازی شطرنج” از آلبوم موسیقی سریال «بازی بی انتها» و یا قطعه “رقص بازی شطرنج” از سریال «راز صحرا». سالها بعد وقتی اسکار افتخاری را دریافت کرد در تلویزیون ایتالیا از او پرسیدند : چه چیزی را بیش از این جایزه دوست داری؟ او در پاسخ گفت: “اینکه یک استاد بزرگ (شطرنج) بودم، مثل گری کاسپارف”.

آکادمی اسکار هیچگاه آنچنان که باید به او بها نداد تا جاییکه تنها یک اسکار افتخاری در سال 2007 و بهترین موسیقی متن برای فیلم «هشت نفرت انگیز» در سال 2016 تنها جوایزش از آکادمی از میان انبوهی از آثار فاخر اوست. البته علاقه مندی به زادگاهش رم و ایتالیا و رد پیشنهاد اقامت در هالیوود نمیتواند در اهداء حداقل اسکار به او بی تاثیر باشد.

انیو موریکونه

انیو موریکونه همزمان با تحصیل، برای نمایشنامه های رادیویی موسیقی می نوشت و در چند ارکستر نیز ترومپت می نواخت. پس از جنگ جهانی دوم و علیرغم میل باطنیش و به جبر زمان عضو گروهی اروپایی/آمریکائی شد که برای ارتش آمریکا و ارتش های اروپایی موسیقی می نواخت. سپس به شبکه “رای” ایتالیا پیوست و مشغول کار گردید. ولی از کار در آن مجموعه به سبب محدودیت هایش چندان راضی نبود، لذا از آن شبکه بیرن آمد و در اوایل دهه 60 به شرکت “آر سی ای” پیوست. در طول حضور در این شرکت به یکی از بهترین تنظیم کنندگان آنها تبدیل شد و مهارتش در تنظیم و سازبندی او را تبدیل به یکی از نام آورترین ضبط کنندگان موسیقی در ایتالیا نمود. با هنرمندان فراوانی کار کرد و بیش از پانصد ترانه تنظیم کرد. همزمان به سبب زیاد شدن کارش، دانش موسیقیایی خود را در سبک جز، راک و ترانه های نئوپلیتن افزایش داد. او از 1964 تا 1980 با یک گروه آوانگارد موسیقی به نام “کونسونانس نو” همکاری نمود و با سبک بداهه پردازی و موسیقی ترکیبی گروه تجارب ارزنده ای کسب و در عین حال در ارکسترهای مختلف نیز ترومپت هم می نواخت.

در دهه 60 با بالا رفتن دانش موسیقی اش تصمیم به نگارش موسیقی متن فیلمها گرفت. اولین کار او «فاشیست» در سال 1961 بود؛ ساخته “لوچانو سالچه”. بعد از آن در سالهای مختلف چند کار دیگر نیز ساخت اما آنچه نام او را بر سر زبانها انداخت ساخت موسیقی فیلمهای سرجیو لئونه هم مدرسیه اش در دوران نوجوانی بود. فیلمهایی که به خاطر زبان ایتالیایی و بودجه کم از سوی منتقدان آمریکایی به “وسترن اسپاگتی” مشهور شده بودند. هر چند موریکونه از این نامگذاری خوشش نمی آمد. دید و خواست خاص لئونه و انتظارش از موریکونه او را به نوآوری و ترکیبی از موسیقی/تدوین سوق داد تا مجبور شود به علت کمبود بودجه همچون “تیموکین” و “برانشتاین” از افکت های صوتی چون گیتار، صدای سوت، صدای تیر، صدای تازیانه، ترومپت و… به جای ارکستر استفاده نماید.

آنچه سرجیو لئونه سختگیر برای نماهای خاصش میخواست محقق شد و تنظیم موریکونه مطلوب گردید. او با لئونه در هشت فیلم همکاری موفق داشت خصوصا در آخرین کار مشترکشان «روزی روزگاری در آمریکا». قطعا اگر اجل مهلت می داد این همکاری تا سالیان سال ادامه پیدا می کرد.

درک مشترک کارگردان نام آور ایتالیایی “جوزپه تورناتوره” با موریکونه نیز آثاری شگفت انگیز را موجب شد. موسیقی از یاد نرفتنی «سینما پارادیزو» با قطعات خاص و احساسی خود، تحسین همگان را برانگیخت. این دو در یازده فیلم همکاری داشتند.

انیو موریکونه به جز این دو، با بسیاری کارگردان بزرگ دیگر تاریخ سینما همچون پازولینی، برتولوچی، دی پالما، زفیره لی، ساموئل فولرو  و… همکاری کرد. او به گونه ای در زمانه خود خلاقانه “موسیقی فیلم” را دوباره ابداع کرد و بیش از چهارصد اثر از خود بر جای گذاشت، این مهم به جز بیش از صد کار در حوزه های مختلف از جمله باله، کنسرتوهای پیانو، ارکسترها و… می باشد. بیش از هفتاد میلیون نسخه از آثار او به فروش رفته و حتی با مرگش نیز تقاضای آثارش در بازار موسیقی وجود دارد.

انیو موریکونه عاشق موسیقی بود و در جایی گفته است: (( … از هنگامی که علاقه مند به موسیقی بوده ام به آثار باخ و استراوینسکی و… عشق ورزیدم، آنان در زندگی من نفوذ کردند و همچون اعضاء خانواده ام بوده اند)).

موریکونه در سال 1956 با “ماریا تراویا” ازدواج کرد، ماریا در کارهای او تا جای ممکن کمک میکرده است، بطور مثال اشعار زبان لاتین فیلم «ماموریت» ساخته 1986 “رولند جافی” سروده اوست. ماریا همواره همراه انیو بوده و موریکونه نیز قدردان زحمات همسرش در زندگی بوده است .این دو تا به آخر زندگی در کنار هم ماندند و صاحب سه پسر و یک دختر گردیدند.

انیو موریکونه در ششم ژوئیه سال 2020 بر اثر شکستگی استخوان ران پا و طبعات ناشی از آن در رم درگذشت و جهان هنر بزرگترین سازنده تاریخ موسیقی متن فیلم خود را از دست داد. به درخواست خودش مراسم تدفین خصوصی و تنها با حضور خانواده و دوستان خاصش همچون “جوزپه تورنا توره” برگزار شد. آخرین نوشته انیو موریکونه قبل از درگذشت چنین بوده:

“من، انیو موریکونه، دیگر جان ندارم.”

انیو موریکونه

مطالب دیگری از نویسنده این یادداشت را نیز در ادامه میتوانید بخوانید:

سینمای کلاسیک: یادداشتی بر فیلم «12 مرد خشمگین» ساخته سیدنی لومت / تو خشمگین مباش، فکر کن

نگاه دیگر: نگاهی به کارنامه هنری، سینمایی جک لمون / از کمدی تا درام : توانمند و بی ادعا

نقد فیلمهای روز: نگاهی به فیلم «خشم مردانه» ساخته گای ریچی / با انتقام به گذشته بنگر

ویتوریو استورارو؛ اسطوره زنده هنر فیلمبرداری صنعت سینما

نقد فیلمهای روز: یادداشتی بر فیلم «خائن آمریکایی» / کلاس بازیگری آقای پاچینو

نگاه دیگر: مروری بر زندگی و کارنامه هنری، سینمایی آنتونی کوئین / حمزه؛ شیر صحرا

نگاهی به سینمای روبر برسون کارگردان مطرح فرانسوی / سروده های فیلسوفی با یک دوربین

نقد سریالهای روز جهان: تحلیل و بررسی مینی سریال «میر از ایست تاون» / تنها وظیفه ما عشق ورزیدن است

ستون‌های قدرتمند یک امپراطوری / نگاهی به فصل مهم شکل‌گیری کمپانی مترو گلدوین مایر از ابتدا تا دهه 60

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم «پنجره عقبی» ساخته آلفرد هیچکاک / پنجره ای رو به زندگی

سینمای کلاسیک : یادداشتی بر فیلم «کازابلانکا» / جنگ بدون مرز ؛ عشق بدون مرز

سینمای کلاسیک : نگاهی به فیلم مطرح و تاریخ ساز «همشهری کین» ساخته اورسن ولز / وقتی غرور مرا کشت

 

مشاهده بیشتر

شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 6 =

دکمه بازگشت به بالا